گفته شد آگاهى پيدا كنيم ، مىتوانيم مسلمانان را بر آيينى كه هيچ گروهى از آن گريزان نباشد و هيچ فرقهاى آنرا انكار ننمايد ، گرد هم آوريم .
اين كار در صورتى كه ارادهء واقعى وجود داشته باشد و همگى آمادهء آن باشند ، كار دشوارى نيست ، زيرا مسلمانان در اصول ، اتفاق نظر دارند و اختلاف ميان فرقهها و مذاهب آنها در نظراتى است كه ربطى به عقايدى كه هر مسلمان براى مسلمان بودن بايد به آنها باور داشته باشد ، ندارد .
وقتى ما سخن از فرقهها و طايفههاى مذهبى بهميان مىآوريم ، منظور ما اهل سنت و شيعهاى هستند كه در اصول اتفاق نظر دارند و در اين ميان به فرقههايى كه جز در كتابهايى مانند « ملل و نحل » « 1 » ، وجود خارجى ندارند ، يا آنهايى كه در اصول اختلاف نظر دارند و در نظر ما پيروانشان اصولًا مسلمان بهشمار نمىروند - و اگر در شمار غُلات [ افراطىها ] باشند ، ما نخستين كسانى هستيم كه تكفيرشان مىكنيم - كارى نداريم .
خداى مسلمانان يكى است ، پيامبرشان ( صلى الله عليه و آله و سلم ) يكى است ، كتابشان - بحمدالله - يكى است و ميان هيچ مسلمان شيعى ( حتى در دورترين نقاط چين ) و مسلمان سنى ( در دورترين نقاط مغرب زمين ) تفاوتى در حتى يك حرف از آن وجود ندارد ؛ همگى در نمازهاى خود رو سوى قبله مىآورند و يك كعبه را حج مىكنند ؛ زكات مىدهند و به غيب و فرشتگان و پيامبران و روز جزا - و ديگر عقايدى كه در اينجا در پى بر شمردن همهء آنها نيستيم - ايمان دارند ، ولى با اين همه ، فاصله آنها از يكديگر به عنوان صاحبان يك دين و يك عقيده گاه بيش از فاصلهء ميان پيروان دو دين متفاوت و حتى گاه بيش از فاصلهء مؤمنان و ملحدان از يكديگر است !
واقعاً بدبختى عجيبى است كه چهارصدميليون مسلمان در حالى كه پيروان يك دين هستند و ساكنان سرزمينهاى مجاورى از اين جهان مىباشند ، پشت به يكديگر
هامش
( 1 ) . الملل والنحل ، اثر ابو الفتح محمد بن ابو القاسم عبدالكريم شهرستانى ( 479 - 548 ه - . ق ) است .