تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
مىنگرد و در درك فهم آنها ، ژرف مىانديشد و هرچه را درست بيابد ، اقتباس مىكند و اشكالى هم نمىبيند كه اگر مواردى را به نظرش رسيده در كمال ادب و احترام ، - نه براى كم ارج نشان دادن نظرات ديگران ، بلكه در راستاى نشان دادن بهترين‌ها - مطرح مىسازد . از ميان اين دسته بود كه جماعة التقريب در قاهره و همفكران آن در جهان اسلام ، شكل گرفت ؛ جماعة التقريب بر ايده اصول استوار شده و با چنين روحى راه خود را در ميان مردم مىگشايد ؛ هرچه اين ايده بيشتر درك شود ، حاميان و طرفداران و فراخوانان به آن بيشتر مىشوند تا جايى كه معتقديم روزى خواهد رسيد كه همهء مسلمانان را دربرگيرد . * * * ما ديدگاه گروه نخست را نداريم ؛ منكر اختلاف هم نيستيم و معتقد نيستيم كه اين اختلاف‌ها چنان پيامدهايى دارند كه مأموريت تقريب را به تعطيل مىكشانند . منكر آن نيستيم كه اختلاف ، پس از پيامبر خدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) اتفاق افتاد و اگر مدعى شويم كه ميان نسل نخست اختلاف وجود نداشت ، از راه حق عدول كرده‌ايم . كسى كه كمترين آشنايى با تاريخ داشته باشد ، نمىتواند چنين ادعايى كند ، گو اينكه آن نسل اختلاف را در گسترهء منطقى منحصر ساخت و آن‌را به صورتى كه به وحدت اسلامى زيان برساند در نياورد و با اختلاف‌هاى خود فرصتى را تقديم دشمنان اسلام نكرد . اختلاف آنها ، اختلاف نظر و نه مشاجره و درگيرى بود ؛ اختلاف نظر نيز از طبيعت انسان است و محيط زندگى و دگرگونىهاى زمانه آن‌را ايجاب مىكند و هيچ نيرويى ، ياراى ممانعت از تحقّق آن‌را ندارد و در حد اختلاف ، زيانى نيز ندارد ؛ زيان به هنگامى است كه اختلاف‌ها به ناسزاگويى و درگيرى انجامد . اجازه دهيد در اين مورد از تاريخ و دقيقاً از تاريخ خود اسلام و در مورد اختلافى كه ميان اهل سنت و شيعه افتاد ، دليل بياوريم ؛ اختلاف نظر ، هرگز ميان مسلمانان كارزار خصمانه‌اى را در پى نداشته است ، ولى وقتى برخى به‌خود اجازهء تهمت‌زنى و دشنام‌گويى دادند ، مقاومت خشونت‌آميزى از سوى ديگر مطرح شد و اوضاع متشنج