را سراغ داريم كه دين در آنها چندان وزنى ندارد ، ولى تعصبهاى مذهبى بر مردمان آن حكمفرماست و با وجود آنكه مصادره كنندگان آزادىهاى دينى خويش و كسان يا مقاماتى را كه اعتقادات ايشان را به بازيچه گرفتهاند ، مورد حمله قرار نمىدهند ، به دليل اختلافهاى فرقهاى ، عليه برادران همكيش خود مىشورند و از هر مناسبتى براى توهين به ايشان بهرهبردارى مىكنند .
بايد اعتراف كنيم كه متأسفانه گسست موجود ميان پيروان يك دين خيلى بيش از گسست ميان آنها و همكيشان آنهاست ؛ با اين حال با گروهى كه معتقد است خوش فكرى و تعقّل بيشترين تأثير را در هموار ساختن راه تقريب دارد ، اتفاق نظر داريم .
اينك بايد از گروه سومى سخن بگوييم كه راه ميانهاى را در پيش گرفته و ديدگاههاى جماعة التقريب را داراست ؛ من مطمئنم كه تقريب آنچنانكه برنامههاى آن در نظر گرفته شده ، به اميد خداوند تحقق خواهد پذيرفت و اين سخن نه با استناد به فراوانى شمار اين گروه - كه اكثريت قاطع را تشكيل مىدهند - و نه با تكيه بر آيين درست اين جماعت و نيروى ايمان و شكيبايى دست اندركاران - كه اينها همه اهميت خود را دارند - بلكه به اين دليل است كه اين ايده ، مبتنى بر ايجاد آشنايى و فراخوان به حصول اطمينان پيش از صدور حكم است ؛ اين منطق ، منطق بسيار نيرومندى است كه راه خود را باز مىكند و هر آنچه بر سر راهش قرار گيرد ، از ميان برمىدارد ؛ اساس و شالودهء اين آشنايى ، كنترل عواطف و عدم برانگيختگى احساس اهانت در ديگرى است ؛ اين امر در گذشته باعث گسترش اختلافها و نفرتها و كين توزىهايى شده كه مسلمانان را به گسست و پشت به يكديگر كردن كشانده بود . با رعايت اين نكته ، هر گروه و فرقهاى ، مىتواند صداى خود را به ديگران برساند و اگر گروهى نيز در پى اثبات مذهب خود باشد يا به ديگرى پاسخ دهد ، پاى بندى به بهترين شيوهها ، بيشترين تأثير و انتقاد پاك ، نيرومندترين نفوذ را برجاى خواهد گذارد .
اى بسا آگاهىهايى كه در ميان انديشمندان هر گروه پديد آمده ، هر نويسندهاى را بر آن دارد تا در نوشتههاى آينده خود شيوهاى را برگزيند كه تأليفاتش منحصر به
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 201
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٠١