گرديد و بعد از آن نيز روى آرامش نديد و حتى منجر به خصومتها و دشمنىهاى تلخى انجاميد و جنگها بهپاشد و ميان پيروان يك دين ، درگيرىها بالا گرفت و شمشيرهايى به روى مسلمانان بيگناه كشيده شد كه بهتر بود روى دشمنان كشيده شود . جماعة التقريب در پى از ميان برداشتن همه اختلافها نيست ، به اين موضوع هم نمىانديشد و نمىخواهد كه سنى شيعه و يا شيعه سنى شود تا بگويند رسالت غيرممكنى را در پيش گرفته است . جماعة التقريب ضمن توجه به اختلافها ، به دنبال تقريب و منادى لزوم آشنايى است .
آرى ، جماعة التقريب بر اين باور كه بسيارى از اختلافها در سايهء آشنايى حل مىشوند ؛ زيرا يا ناشى از اعتقادات خطاى يكى از دو گروه است مبنى بر اينكه ديگرى به مسائلى عقيده دارد كه پس از آشنايى معلوم مىشود نسبت ناروايى بوده است و يا حاصل دليل منطقى يا اصل پذيرفته شدهاى است و از سوى گروه اول پذيرفته مىشود يا سرانجام مستند به پايه و دليلى است كه هر چند گروه نخست آنرا نمىپذيرد ، ولى با معتبر دانستن آن ، كسانى را كه بدان عمل مىكنند ، معذور مىدارد .
و اگر اينرا نيز بيفزاييم كه گروههاى شركت كننده در جماعة التقريب در مورد اصولى كه هر مسلمانى براى مسلمان بودن بايد به آنها اعتقاد داشته باشد ، اتفاق نظر دارند ، بىپايگى اعتقاد به اينكه تقريب ميان آنها ناممكن است ، روشن مىشود .
گروه دوم نيز اگر كمى دقت بهخرج دهد متوجه مىشود كه بههرحال اختلاف وجود دارد و اين اختلاف تنها ميان شيعه و اهل سنت هم نيست ؛ در ميان خود اهل سنت نيز كسانى وجود دارند كه مذهب خويش را ترجيح مىدهند و ديگر مذاهب معروف اهل سنت را زير سوال مىبرند و اين را در كتابهاى خود نيز مىنويسند ؛ در اندونزى - كشور اسلامى بزرگى كه اكثريت با پيروان مذهب شافعى است - ميان خود شافعىها هم اختلافهايى وجود دارد ؛ برخى از آنها پيرو انديشههاى پيشينيان هستند و برخى ديگر ، تابع افكار جديدتر و همگى نيز در اين ديدگاهها بر همان مذهب تكيه مىكنند و اينك ، اختلافهاى آنان بالا گرفته و گسترش پيدا كرده است . ما كشورهايى
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: خسرو شاهى
ص٢٠٠