تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
خداوند چنين خواسته كه ايدهء اصيل ، حساب‌شده و كاملًا بررسى شده‌اى به صورت فراخوانى اصلاحى دينى براى درمان مهم‌ترين بيمارى كه مسلمانان بدان گرفتار آمده‌اند ، يعنى تفرقهء مذهبى بر جهان اسلام عرضه شود ؛ و اين فراخوان ، زمانى آغازگر تحول فكرى جهان اسلام باشد كه نيازمند وحدت كلمهء پيروان به منظور گسترش رسالت خود در اين جهان آشفته است . اين ربع قرنى كه از عمر فراخوان تقريب سپرى شده - كه سالهاى زمينه‌سازى نيز در شمار آن‌است - در قياس با عمر مكتب‌ها و رسالت‌ها ، چندان زمانى نيست و اين مدت بمثابهء چند ساعت يا چند روز عمر انسان است ؛ ولى كارهايى كه طى همين مدت كوتاه انجام شده و آنچه تحقق پيدا كرده ، اين دورهء زمانى را جاودانه ساخته است . راز اين امر در چيست ؟ راز آن ، ايمان دست‌اندركاران فراخوان و همسويى آن با فطرت پاك انسانى و ايمانى است كه معجزه‌ها به‌دنبال دارد ؛ ايمانى كه به دارندهء آن نيروى فوق‌العاده‌اى مىبخشد تا از هر مانعى بگذرد و بر هر مشكلى چيره شود . در اين دوره ، گروهى از مصلحان از مذاهب گوناگون اسلامى از كشورهاى مختلف گردهم آمدند و به رغم اختلاف مذاهب و گوناگونى كشورها ، به تفاهم رسيدند ؛ تعصب‌هاى مذهبى بر آنها تأثير نداشت ؛ در ژرفاى انديشه‌هاى ايشان نيز رسوباتى باقى نمانده بود . آنها قرار گذاشتند كارى انجام دهند و همهء كوشش و تلاش خود را وقف آن كردند ، بدين ترتيب اين فراخوان شكل يك مكتب فكرى و علمى به خود گرفت كه متكى بر مطالعات و پژوهش‌هاى خويش است و با خود اشخاص و مقام و موقعيت ايشان پيوندى ندارد و تحت تأثير بقا يا زوال افراد و آشنايى و نا آشنايى مردم با آنها نيست ، به‌گونه‌اى كه در مورد برخى كسانى كه در خدمت به اين ايده
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 180 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي