تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
به خشونت گرايش پيدا كنند ، چه كسى جز استعمار سود مىبرد ؟ در گزارشى كه در ژانويه 1949 م . به مناسبت آغاز سومين سال فعاليت‌هاى دارالتقريب به مجمع عمومى سالانهء آن ارائه دادم ، به اين خطر اشاره كردم و گفتم : جنگ به پايان رسيد ، از نظر شكست‌خوردگان همه چيز تمام شد و كشورهاى پيروز نيز با نيرويى تحليل رفته ، اين جنگ را پشت سر گذاردند و براى بازگشت اوضاع به حالت عادى ، ناگزير به زمان نياز دارند . ولى اين استعمارگر اين بار دست به دامان ايدئولوژىها مىشود و سلاح ويرانگر و جديد او شكل ايدئولوژيك به‌خود مىگيرد . ميزان خطرناكى اين سلاح زمانى شناخته مىشود كه بدانيم اين بار جوانان اين امت‌اند كه تحت تأثير اين ايدئولوژىها قرار خواهند گرفت ؛ بدترين ايدئولوژىها نيز آنهايى است كه ماسك دينى برخود دارد يا انگ و رنگ دينى به‌خود گرفته است و اى بسا زيانمندترين و پست‌ترين آنهاست ؛ چه شخص متدين هرگز به دام ماركسيسم بىپرده و ولنگارى الحادى نمىافتد ؛ اين‌را من در آن زمان يادآور شدم . ما بايد با خود بينديشيم كه چرا جوانان ما به اين سادگى گرفتار اين ايدئولوژىها مىشوند ؟ به نظر من مهم‌ترين علت ، آن‌است كه آنان در درك معناى دين و حدود رسالت آن دچار خطا شدند و از دين انتظارهايى فراتر از آن دارند و توقع دارند كه هرچيز تازه‌اى را كه پسنديدند در آن بيابند يا دين را چنان تفسير مىكنند كه اين مفاهيم تازه را نيز دربرگيرد . اى بسا ، نسبت به روحانيون نااميد شده‌اند و وقتى نيازهاى خود را نزد ايشان برآورده نمىيابند يا پذيرشى كه انتظار است در ميان اين مبلغان و مردان دين نمىبينند ، به ديگران روى مىآورند . به هر حال شما را به جوانان سفارش مىكنم ؛ توصيه مىكنم به آنها و مشكلاتشان توجه كنيد ؛ آنها به لحاظ توانايى دست كمى از سيل‌هاى خروشان نيستند و اگر اين توانايى را به‌درستى بشناسيم ، بركات فراوانى بر آن مترتب مىشود ، ولى اگر آن‌را به حال خود رها سازيم ، همه مىدانيم كه چه ويرانى و خرابى و تباهى به دنبال خواهد آورد .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 177 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي