فداكارىهاى بسيار كردند و اينك بهجوار حق شتافتهاند ، مردم چيزى از ايشان نمىدانند .
زمانى كه ايدهء تقريب مطرح شد اوضاع مانند امروز نبود ؛ تعصب ها آنچنان نيرويى داشت كه هر انسان مروّج چنين ايدهاى را به چالش مىكشيد ؛ عامهء مردم ، تاب تحمل شنيدن سخنى دربارهء تقريب سنى و شيعه به يكديگر نداشتند ، چه شيعيان - از نظر برخى اهل سنت - غلات ( افراطى ) و داراى قرآن ويژهاى تلقى مىشد و اهل سنت نيز از ديدگاه برخى شيعيان ، ناصبى و مجسّمه بودند و اگر خواص ايشان يعنى بزرگان و رهبران فكرى و دينى ، حقايق را مىدانستند ، ولى هيچ يك از آنها از بيم شايعات و تهمتهايى كه به هر گروه زده مىشد و طرف ديگر هم آنرا باور مىكرد و نيز از ترس بهاصطلاح علما و شبه انديشمندانى كه جز كتب مذهبى خود را نمىشناسند و چيزى جز آنها را نمىخوانند و داراى تأثير مستقيمى نيز بر عامه مردم هستند ، اقدام مثبتى انجام نمىدادند .
بنابراين ، چارهاى نبود جز اينكه پيش از اقدام به هركار سازندهاى ، بايد شرايط و مقدمات كار پيش از طرح آن بر مردم فراهم شود ، بهاين ترتيب بود كه ايدهء تقريب سه مرحله را از سر گذراند : مرحلهء تدارك و زمينه چينى ، مرحلهء شكلگيرى و مرحلهء اجرا .
شخصيتهايى وجود داشتند كه از همان مرحلهء نخست در تقريب زيستند و كسان ديگرى كه همراه با مرحلهء دوم ، با آن همگام شدند ؛ افراد در قيد حيات اين دسته و آن دسته ، همچنان در راه اين فراخوان به جهاد و تلاش مىپردازند و كارهايى كه مىكنند خود گواه حضور آنهاست و نسبت به كسانى كه پيش از ما به رحمت ايزدى پيوستند نيز وظيفه داريم به برخى اقدامات ايشان اشارهاى داشته و تقديم تاريخ كنيم .
از آنجا كه فقيد اخير ما ، فقيد اسلام شيخ محمود شلتوت علاوه بر عضويت دائمى
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 181
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٨١