ديدگاههاست ، بدين معنا كه اين كار بنابر اخوت اسلامى ، نبايد تحرى كننده باشد كه در اينصورت راه را براى قانع شدن نيز - در صورتى كه چنين هدفى را دنبال كنيم - هموار مىسازد .
كسى گفت : شايد جماعة التقريب در پى نزديك ساختن مذاهب فقهى به يكديگر است ؟ گفتيم : ما هدف خود را ادغام مذاهب فقهى در يكديگر قرار ندادهايم ؛ اختلاف ، امرى طبيعى است و در فقه نيز مبتنى بر اصول و برداشتهايى است كه جملگى در دايرهاى قرار دارد كه خداوند اجتهاد در آنرا مباح دانسته است ؛ چنين اختلافهايى نه تنها زيانى ندارد ، بلكه خير و بركت و رحمت و سادگى را نيز بهدنبال دارد .
كسى هم گفت : شنيدهايم از جمله اهداف تقريب ، آناست كه مذهب شيعه در الازهر تدريس شود .
گفتيم : از اهداف تقريب آناست كه مسلمانان همديگر را بشناسند و نخستين كسانى نيز كه بايد با هم آشنا شوند علما و انديشمندان هر گروه و طايفه هستند و علم نيز قابل مصادره و كتمان نيست ؛ شايسته است كه شيعه با علوم اهل سنت آشنا شوند كه اينك نيز آنرا تدريس مىكنند و در مورد ازهرىها نيز شايسته است كه با دانش شيعه آشنايى پيدا كنند ؛ اين وظيفه اخلاص علمى نيز ايجاب مىكند .
از اين گونه پرسشها ، فراوان است و پاسخ به آنها را مجلهء رسالة الاسلام كه اينك وارد نهمين سال انتشار خود مىشود ، برعهده دارد ؛ اين مجله ، اقدام به توضيح ايدهء تقريب نه براى تك تك سؤال كنندهها - كه براى همهء مسلمانان - مىكند ؛ در لابهلاى صفحات اين مجله ، امروزه چيزى را مىگوييم كه طى بيست سال دربارهء ايدهء تقريب گفتهايم گو اينكه اينك اين ايده پرآوازه شده و طرفداران زيادى پيدا كرده و مصلحان و انديشمندان در كنارش ايستادهاند . آرى دربارهء اين ايده ، همانى را مىگوييم كه طى ده سال پيش هم گفتهايم ، همان اصول ، همان شالودهها و همان راه حلها ، زيرا فراخوانهاى درست و سالم ، دچار انحراف و كژى نمىشوند و چيزى را نيز پنهان نمىكنند .
در نخستين گامهاى خود گفتيم : هدف ما از تقريب چيزى جز جمع كلمهء بزرگان مذاهب اسلامى - كه ديدگاههاى گوناگونى كه ربطى به عقايد واجب الايمان ندارد
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٦٨