تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
براى خود آنهاست ؛ كسانى كه توانستند توازن و تعادل خود را حفظ كنند و به اصول خويش پاىبند بمانند ، شايسته و سزاوار ماندن و توانا بر ادامه راه و رسيدن به هدف به رغم همهء دشوارىها و تنگناها مىباشند . اين سخنان را به مناسبت گذشت ى دههء كامل از مطرح شدن ايدهء تقريب مىگويم و در همان حال خاطرنشان مىسازم كه چگونه اين انديشه ، متولد شد و چگونه از ميان علما و انديشمندان ، مردان مخلصى آن‌را بر عهده گرفتند ؛ زيرا براساس نزدى سازى ( تقريب ) كسانى كه ديدگاههاى متفاوت دارند ، و با توجه به لزوم شناخت طوايف از همديگر وتوافق بر نقاط مشترك و معذور داشتن يكديگر در موارد اختلافى و به دور افكندن افتراها و تهمت‌هاى ناروا ، وبالاخره به استناد نوشته و آثار هر طايفه و نه گفته‌هاى مخالفان قرار گرفته بود . اين ايده براى از ميان برداشتن دشمنىها و كينه‌ها ميان برادرانى مطرح شده بود كه كتابشان يكى ، پيامبرشان يكى و قبلهء آنها يكى است و همگى بيت‌الله الحرام را حج مىكنند و در نمازها و تعداد آنها و شمار ركعت‌ها و سجودها ، اختلافى ندارند ؛ ماه رمضان را روزه مىگيرند و زكات خود را مىپردازند و به همهء عقايد يك مسلمان باور دارند ؛ اين ايده براى آن آمده بود تا در پى گسيخته شدن برادرى اسلامى به‌وسيلهء اختلاف‌ها و جريحه‌دارشدن عواطف و احساسات مسلمانان از سوى قلم‌هاى تفرقه انداز ، به فراخوانى به تمامى آنچه گفته شد ، باشد . جاى شگفتى هم نداشت كه اين فراخوان ، مردان انديشمندى نمايندهء مذاهب معروف چهارگانه و اماميه و زيديه را به‌خود جلب كند تا به گرد آن جمع شوند و به آن باور آورند و خبر تشكيل جماعة التقريب را به جهان اسلام اعلام نمايند . همچنين تعجب نداشت كه اين جماعت ، در هر يك از كشورهاى اسلامى ، كسانى را بيابد كه دست يارى به سويشان دراز مىكند و با آنان بيعت مىنمايد و قلم‌هايى را بيابد كه به ايدهء آنان خدمت كند ؛ با كنفرانس‌هايى روبرو شود كه براساس پذيرش آن شكل گرفته‌اند و با مراكز آموزشى و دانشگاه‌هايى روبه‌رو شود كه آن‌را مورد بحث و بررسى و مطالعه قرار مىدهند .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 166 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي