ولى اينها همه ، هنوز بسنده نيست ، مردان تقريب خود هرگز انتظار ندارند كه چنين فراخوان مهمى را همگان به سادگى پذيرا شوند ؛ آنها نخستين كسانى هستند كه در مىكنند اين سوءتفاهمها ، زاييدهء ده يا بيست سال نيست و قرنها و قرنها پيشينه دارند و سياستهاى مختلف آنرا تشديد كرده و حكام مغرضى كه بهنام فرقهگرايى حكمرانى كردند ، مشوق آن بودهاند و علاوه بر همهء اينها ، تبليغات سوء ، حقايق بسيارى را مسخ كرده و سياست تفرقه بينداز و حكومت كن همچنان در كار و آدمى ، بندهء عادتهاى خويش است و به سادگى نمىتواند آنچه را با عادتهايش مغاير است بپذيرد ؛ به دليل آنچه مسلمانان از سر گذرانده و بدبختىهايى كه بهچشم ديده و تجربه كردهاند ، شك و ترديد در هر امرى ، وارد است . به خاطر همهء اينها بود كه پرسشهاى فراوانى دربارهء اين ايده مطرح شد كه فعاليتهاى ما در ابتدا صرف توضيح و پاسخگويى به آنها مىشد .
گفتند : اين فراخوان تقريب ، ديگر چيست ؟ چگونه مىتوان مذاهب را به يكديگر نزدى كرد ؟ آيا در نظر داريد هر طايفهاى از برخى نظرات خود عدول كند تا به ديگران نزدى شود ؟ گفتيم : هدف ما اين نيست ، فراخوان ما از اين قرار است كه اهل اسلام بر اصول اسلامى - كه هيچ مسلمانى جز به آنها مسلمان نيست - متحد شوند و در موارد فروتر ، نگاهشان نگاه كسى باشد كه در پى ناكامى و فلج امت اسلامى و چيرگى بر گروهى ، نيست و بيشتر بهدنبال حق و شناخت حقيقى و درست است . و اگر توانستند با رعايت انصاف و حجت و دليل روشن در موارد اختلافى به توافقى برسند كه فبها ، و گرنه هركدام ، ديدگاههاى خود را حفظ كنند و با حسن ظن به ديگران ، آنانرا معذور دارند ، زيرا اختلاف در مواردى جز اصول دين ، به ايمان آسيبى و زيانى نمىرساند و مخلصان را از دايرهء اسلام بيرون نمىكند .
گفتند : چگونه مىتوان با وجود امامت و خلافت ، به تقريب رسيد ؟
گفتيم :
« وَ لِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيها »
( بقره / 148 ) ( و براى هركس قبلهاى است كه وى روى خود را به آن [ سوى ] مىگرداند . ) و مادام كه اينكار باعث نمىشود هر يك از دو گروه ، اسلام ديگرى را مورد انكار قرار دهد ، زيانى به مسلمانان نمىرسد كه هر كدام ، برنظر خود باشند ، گو اينكه آنچه بايد بدان اشاره كنيم نحوهء مطرح ساختن