تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
اگر مسلمانان همديگر را بشناسند و ش‌هاى موجود ميان آنها از ميان برود و نسبت به خود اعتماد و اطمينان پيدا كنند ، تبديل به نيروى ارزشمندى مىشوند ، با تعارف نمىتوانيم به اين هدف دست يابيم ؛ حتماً بايد كارى بر اساس واقعيت و فهم و درك درست انجام شود تا درخت برادرى اسلامى شكوفايى گيرد و به بار و بر بنشيند ؛ تمام سعى ما انجام چنين كارى است . اگر پژوهشگران خاورشناسى - كه كشور متبوعشان در پى پراكندن ما هستند - اختلاف‌هاى ميان مذاهب ما را گاهى به نام بحث و پژوهش و گاهى نيز به نام خاورشناسى - بزرگ مىكنند ، وظيفهء ما ايجاب مىكند كه حقايق را بازگوييم تا راه را بر غرض‌ورزىهاى آنان ببنديم ، تفرقه و پراكندگى ما برابر با ضعف ما و چيرگى ديگران بر ماست و در مقابل وحدت ما برابر با قدرت و سرورى و والايى امت ماست . ايدهء تقريب ، ايدهء جماعت مشخصى كه مركز آن دارالتقريب است ، نيست ؛ ايدهء هر يارىرسان و مؤيد آن در هرى از كشورهاست . هر مركز و جايى كه در آن سخنرانى يا نشستى كه براى معرفى مسلمانان به يكديگر ايراد يا برگزار شود ، مركزى براى تقريب و نوعى دارالتقريب است . اين ده سال از [ مطرح شدن جدى ] ايدهء تقريب مىگذارد ؛ هر چند به لحاظ عمر انسانى ، مدّت زمان قابل توجهى است ، ولى نسبت به حيات فراخوان‌ها و نهضت‌ها و بويژه فراخوانى كه در پى پرداخت به رسوبات قرن‌هاست ، مدّت زمان اندكى است . اگر اين فراخوان در اين مدت اند توانست به رغم هموار نبودن راه و گل آذين نبودن آن ، به حركت خود ادامه دهد و رشد يابد و شيوهء متين و به‌دور از هرگونه گرايش تعصب‌آميزى را در پيش گيرد و از خط متانت و آرامش خارج نشود و جز در برابر حق ، سر فرود نياورد ، اميد آن داريم كه آينده به خواست الهى حامل نتايج بزرگتر و فزونترى باشد . « الحمدلله علي ما هدانا و اولانا و هو سبحانه ربّنا و مولانا » .