تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
ميان آنها فاصله انداخته است - نيست . و از آنجا كه دانستيم دو طايفهء بزرگ اسلام : اهل سنت با مذاهب چهارگانه و شيعه اماميه و زيديه است ، جماعة التقريب از جمع آنها تشكيل شد . گفتيم : مسلمانان نياز بدان دارند كه همديگر را بشناسند و غرض‌ورزىها باعث شده تا تهمت‌ها و افتراهايى از سوى هر گروه نسبت به گروه ديگر مطرح شود و اين درست نيست و بخردانه هم نيست كه هر گروه ، ديگرى را با نوشته‌هاى مغرضان يا با شايعات كين‌توزان بشناسند ؛ ما اين‌را گفتيم و هنوز هم بر همين سخن به عنوان يكى از اصول تقريب ، ايستاده‌ايم . گفته‌ايم و باز هم مىگوييم : ما در پى ادغام مذاهب فقهى در يكديگر نيستيم ، زيرا مجموعهء مذاهب ، فرهنگ اسلامى است كه بايد آن‌را پاس بداريم . تنها در پى آنيم كه بزرگان هر مذهبى همانى را بگويند كه پيشوايان آنها مىگفتند : « اين ديدگاه من است ، اگر كسى بهتر از آن گويد به پيروى سزاوارتر است . » گفته‌ايم و بازهم مىگوييم : ما در صدد غلبهء مذهبى بر مذهب ديگر نيستيم و اگر نشان دادن حقيقت مذهبى ، بيانگر بطلان آنچه دربارهء آن گفته شده باشد ، اين تبليغى براى آن مذهب نيست ، بلكه سخن حقى است كه بايد گفته و عيان شود . اگر كسى خوش داشته باشد كه عقايد فرقه‌اى از ميان رفته از جمله : مخطئه ، الخطابيه ، الغرابيه و ديگر افراطيون و اوهام آنان‌را - كه هيچ عقلى نمىپذيرد و جز در خيال خاورشناسان آن‌هم به دليل غرض‌هايى كه بر كسى پوشيده نيست يا در برخى كتب ملل و نحل كاملًا يكسونگر وجود خارجى ندارند - چنين اوهام باطلى را با آنچه شيعهء اماميه يا زيديه‌اى كه نسبت بزرگى از مسلمانان را تشكيل مىدهند و داراى ديدگاه‌ها و نظرات روشن ، كتاب‌هاى چاپ شده و علماى زيادى در فقه و تفسير و كلام و فلسفه دارند و كتب شرح حال بزرگان سرشار از نام‌هاى آنهاست ، با همديگر درهم‌آميزند و امت واحد را تبديل به دو امت يا امت‌هاى مختلف كنند و اصل شناساندن مذاهب اسلامى را خوش نداشته باشد و اين‌كار را درهم شكستن اصول تفرقه‌افكن و تيشه‌هاى ويرانگر بدانند و اگر تقريب ، ايده‌اى از حقيقت اين مذهب را ارائه دهد ، اين ديگر گناه تقريب نيست و نبايد آن‌را نكوهش كنند .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 169 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي