تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
ولى از امام جماعت خون مىرفت و وضو هم نگرفت ، آيا باز هم پشت سر او به نماز مىايستى ؟ گفت : چگونه مىتوانم پشت سر امام مال و سعيد بن المسيب به نماز نايستم ؟ شافعى ( رحمه الله ) نيز نماز صبح را در نزديكى آرامگاه ابوحنيفه ( رحمه الله ) به جاى آورد و براى رعايت ادب ، قنوت نكرد . « 1 » * * * ولى شيعه - اماميه و زيديه - برآنند كه باب اجتهاد تا روز قيامت ، باز است و آنها در عبادات و معاملات و ديگر احكام دين خود جز آنچه را كه از كتاب خدا و سنت برداشت كرده‌اند ، پيروى نمىكنند و آنچه را نيز از پيشوايان خود ( عليهم السلام ) مىگيرند به حكم پيروى و تقليد نيست و به دليل اينكه روايت صحيح و صادق و بىترديدى از پيامبر است ، چنين مىكنند و اگر مذهب ايشان چنين است و سلف و خلف بر اين نظرند ، ادغام مذاهب در يكديگر ، يا چيره داشتن مذهبى بر مذاهب ديگر و به تعطيل كشاندن ديگر مذاهب ، با اين منطق همخوانى ندارد ؛ از نظر ايشان ، همهء مذاهب يكسان‌اند و هرآنچه در آنها آمده ، گفته‌هايى متعلق به كسانى است كه با اجتهاد خود بدان رسيده و آنچه را درست يافته‌اند ، پذيرفته‌اند و در مواردى كه چنين نبوده ، قائلان را معذور دانسته ، زيرا از آنچه اجتهادشان رهنمونشان ساخته است پيروى كرده‌اند . * * * از آنچه گفته شد روشن مىشود كه فراخوان تقريب ، بدعتى در دين يا علم نيست ، بلكه تجديد و تنظيم روندى همسو با شريعت حكمت و محبت است ؛ آن‌است‌كه بر محور اصول دين خود گردهم آييم و آنچنان‌كه پيشينيان ما پراكنده شدند ، پراكنده نشويم و اختلاف‌هاى ما در فروتر از اصول ، اختلاف منصفان و مهذبان باشد
: « الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذِينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ »
( الزمر / 18 ) ( كسانى كه به سخن گوش فرا مىدهند و بهترين آن پيروى مىكنند ، اينان‌اند كه خدايشان راه نموده و اينان‌اند همان خردمندان ) .
هامش
( 1 ) 2 . پيشين : صفحهء 159 .