تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
كه همهء پيامبران را فرو فرستاد و همراهشان كتاب داد و شريعت حكمت و رحمت و صلاح را برايشان عرضه كرد - مورد هدايت قرار داد . اساس و بنياد اين دين ، قرآن كريم و سنت مطهر نبوى و عقايد و اصول مقرر در آنهاست كه قواعد و احكام آن نيز از آنها استنباط شده و مسلمانان در هر مورد از مسائل دينى و دنيايى خود به آنها مراجعه مىكنند . مسلمانان صدر اسلام ، اين دين را آن‌گونه كه خداوند متعال نازل فرمود ، دريافت كردند و به گرد آن جمع آمدند و عقيده‌اش را باور داشتند و شريعتش را فراگرفتند و بر سنت و شيوهء آن حركت كردند . بر گرد هر نص ظاهر و با دلالت روشن و معناى قاطعى گرد آمدند و به اتفاق ، حكم آن‌را پذيرفتند و آنچه را كه جاى تأمل و نظر داشت ، عقل خود را در آن اعمال كردند و در حدّ توان و در گسترهء اصول تشريعى و مقاصدى كه كتاب خدا و سنت رسول خدا رهنمونشان بودند ، در آن اجتهاد ورزيدند و چنانچه اختلافى ميان ايشان پديد آمد با حجّت و اقناع با آن برخورد كردند و از دايرهء علم و بررسى و بحث و دقت فراتر نرفتند و اجازه ندادند به رغم فاصلهء زياد ديدگاه‌هاى خود ، پيوندهاى ميان ايشان گسسته شود و دل‌هايى را كه خداوند به يكديگر نزديك ساخته ، دور گردد . آنها به رغم اختلاف نظرها ، مراتب اعتماد و محبت و احترام نسبت به يكديگر را حفظ مىكردند و اگر از يكديگر دليل يا مدركى در تأييد نظر وى مىخواستند و ارائه مىشد و پذيرفتنى بود ، آن‌را بدون هيچ نخوت و استنكافى مىپذيرفتند و بدان قانع مىشدند . امت اسلامى در آغاز چنين بود ، ولى پس از آن مسائلى پيش آمد كه آن‌را دچار تفرقه و پراكندگى ساخت و به طوايف و دسته‌جاتى تقسيم كرد ؛ اين تقسيم‌بندىها در پايان دورهء راشدين آغاز شد و طى زمان ، سياست و جنگ‌هاى داخلى به آن دامن مىزد و در آتش آن مىدميد تا سرانجام فرقه‌هاى متعدد ، كشورهاى گوناگون اسلامى را به‌دنبال آوردند و هر فرقه نيز دچار تقسيم‌بندىهاى بعدى شد و اين امر نخستين شالودهء درد و رنجى بود كه مسلمانان با تفرقه و درگيرى و نزاع و توطئه چينى و . . . تا به امروز از آن رنج مىبرند .