مالك ( رضى الله عنه ) در نهى پيروى از خود در همهء گفتهها و ديدگاهها و لغو هرآنچه جز آناست ، تنها نيست . تاريخ از ديگر پيشوايان مذهبى نيز چنين سخنان و مواضعى را برايمان نقل مىكند .
ابوحنيفه ( رضى الله عنه ) همواره مىگفت : « شايسته نيست آنكس كه دليل مرا نمىداند مطابق با نظر من ، فتوا دهد . » ؛ او ( رضى الله عنه ) هرگاه فتوا مىداد مىگفت : « اين رأى نعمان بن ثابت - يعنى خودش - است و بهترين چيزى است كه بدان رسيدهايم ، هركس بهتر از آن آورد ، به صواب نزديكتر است . »
شافعى ( رضى الله عنه ) نيز مىگفت : « اگر حديثى درست باشد ، نظر من هم هماناست . » و روزى به المزنى گفت : « اى ابراهيم ! در هرآنچه گفتهام از من تقليد مكن ، و در هر مورد به خويشتن بنگر ؛ كه دين همين است . »
امام احمد بن حنبل ( رضى الله عنه ) نيز مىگفت : « هيچ كس را در سخن خدا و رسول ، سخنى نيست » و روزى به كسى گفت : « از من تقليد مكن ، از مال و اوزاعى و نخعى و ديگران نيز تقليد مكن ، احكام را از آنجايى بگير كه آنها گرفتند ؛ يعنى از كتاب و سنت . » « 1 »
سيرهء اين سلف صالح ما در اعتماد به يكديگر و معذور داشتن همديگر ، يكى از آيات خداوندى در اخلاص و حسن نيت و پاسدارى از برادرى شايسته ميان اهل علم و دين بود ؛ آنها پشت سر همديگر نماز مىخواندند همچنانكه ابوحنيفه و پيروان او و شافعى و ديگران ( رضى الله عنهم ) پشت ائمه شهر - هر چند بسم الله را نه بهصورت نهان و نه به صورت جهر نمىخواندند - به نماز مىايستادند ؛ يكباررشيد در حالىكه حجامت كرده بود ، به امامت جماعت ايستاد ، امام ابويوسف پشت سر او نماز گزارد و نمازش را تكرار هم نكرد . فتواى امام مال از اين قرار بود كه وضويى بر وى نيست ، ولى امام احمدبن حنبل معتقد به وضو براى خون دماغى و حجامت بود . به او گفتند :
هامش
( 1 ) . حجهء الله البالغهء دهلوى ، جلد 1 ، صفحات : 158 و 159 .