تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
- در فاصله زمانى كمتر از سيزده سال - ما را نسبت به آينده بسى اميدوار و مطمئن‌تر مىسازد . نمىخواهيم فراموش كنيم كه در برابر ما دو دسته مخالفان قرار دارند : دسته‌اى كه به ايدهء خود ايمان دارد و به لحاظ محيطى ، فرهنگى يا غيرتى كه احساس مىكند به نظر ما معذور است و البته نسبت به آنها اميدواريم ، زيرا اخلاص و پا سرشتى چنين افرادى ، روزى سرانجام آنانرا به شناخت حق و بازگشت به آن خواهد كشاند ؛ دستهء ديگر كسانى هستند كه امثال ايشان در زمان فرود قرآن بر پيامبرخدا ( صلى الله عليه و آله و سلم ) مىگفتند :
« وَ قالُوا قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ وَ فِي آذانِنا وَقْرٌ وَ مِنْ بَيْنِنا وَ بَيْنِكَ حِجابٌ »
( فصلت / 5 ) ( و گفتند : دل‌هامان براى آنچه ما را بدان فرامىخوانى ، در پوشش‌هايى و گوش‌هامان سنگينىاى است و ميان ما و تو ، پرده‌اى افتاده است . . . ) ما به اينان كارى نداريم ؛ اين گروه تنها در تفرقه مىتوانند زندگى كنند يا در آن احساس لذتى مىكنند كه نمىخواهند آن‌را از دست بدهند . من مطمئن هستم كه اين ايده ، خاستگاه انديشه‌هاى اصلاحى بسيارى خواهد شد . در برابر ما همچنان گام‌هاى جديدى قرار دارد كه نيازمند همكارىهاى فكرى بزرگى است تا بتوانيم همهء آنچه را كه در اساسنامه برعهده گرفته‌ايم ، تقديم اسلام كنيم . در حالى اين سطور را مىنگارم كه همچنان تصوير نخستين نشست در دارالتقريب - و چه بسا نخستين نشست در نوع خود در اسلام - در برابر چشمان من است ؛ علمايى از اهل سنت و شيعه ، در آرامش علماى كاركشته ، به گرد يك ميز نشستند و در چهرهء ايشان عزم مجاهدين ديده مىشد ؛ آنها براى درمان بيمارى تفرقه ، ديدگاه‌هاى مختلف را با رهنمون رسالت اسلام و اصول اسلامى مورد بحث و بررسى قرار دادند و با اين‌كار برگ زرينى بر برگ‌هاى تاريخ شكوهمند اسلامى ، افزودند . و بدين‌گونه خداوند براى ايشان مقدر كرده بود كه سازندهء تاريخ باشند و براى مسلمانان نيز ى بار ديگر مقدّر فرمود تا سرمستى نداى پروردگار بزرگ خود را تجربه كنند :
« وَ اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 135 | خسرو شاهى / محمد مقدس / الشيخ محمد تقي القمي