به كمال و آنچه صلاح دنيا و آخرتشان در آناست سوق مىدهند ، ضرورى است . زندگى پيامبراكرم ( ص ) جامع همهء مهاجرتهاى طبيعى و معنوى و نيز آن هجرت معروفى است كه اگر صورت نگرفته بود ، بىترديد از اسلام و رسول و مسلمانان چيزى نمىماند ؛ هجرتى كه درس عملى فداكارى و جهاد است و مسلمانان آنرا به عنوان مبدأ تاريخ خود در نظر گرفتند و حامل همهء معانى و محسوساتى است كه در اين واژه نهفته است .
پيامبر اكرم ( صلى الله عليه و آله و سلم ) نمونهء بىنظيرى از هجرت طبيعى خويش بود . مادرش طى دوران باردارى درد و رنج مادران حامله را نداشت ، در وضع حمل نيز دردى را كه معمولًا زنان مىكشند نكشيد . هجرتش از كودكى به نوجوانى و جوانى و سپس به فرجام زندگى ، همه و همه يگانه و يكتا بود . هجرت معنوىاش را نيز در آغاز زندگى ، تكميل كرد ؛ او همچون كودكان ، دوران بازى و لهو و لعب و شوخى و . . . نداشت و همواره با جدّش در مجالس حكمرانى و محافل حكمت حضور مىيافت ؛ در جوانى نيز از مجالس لهو كناره مىگرفت و خلوت را ترجيح مىداد و به سكون و سكوت پناه مىبرد تا معانى عظمت هستى بر وى تجلى يابد ، چنانكه بعدها به غار حراء پناه مىبرد . همچنانكه از عادات و سنتهاى قوم خود نيز هجرت كرد و با اخلاق و خوى و الا از ايشان متمايز شد ، چنانكه او را صادق الامين نام نهادند .
و اما هجرت معروف آنحضرت ( ص ) - كه همهء اسباب خير و بركت را در خود داشت و شامل همهء معانى عظمت و شكوه گرديد و دنيا را سرشار از والاترين آموزهها كرد - بدعت بىنظيرى در تاريخ قومى بود كه با هجرتهاى جمعى يعنى هجرت تمامى قبيله براى كسب و جلب روزى خود آشنايى داشتند ؛ ولى هجرت فردى و هجرت براى عقيده و اصول ، امر تازه و بىسابقهاى بود كه پيامبراكرم به دليل آزار و اذيتى كه از قوم خود ديد و كوششهايى كه براى از ميان برداشتن دعوتش داشتند ، ناگزير به انجام آن گرديد .
او كسانى را در مكه برجاى گذارد و گروهى را با خود همراه كرد و به مدينه
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 117
مساهمون: خسرو شاهى
ص١١٧