يهوديان پراكنده نيز در قلب سرزمينهاى اسلامى ، دولت خود را چنان بنا نهادند كه وجود ما را بدتر از يهوديان يثرب نسبت به مسلمانان صدر اسلام ، تهديد مىكنند .
از آنجا كه پيشينيان با چنگاندازى به اصول دين و پاىبندى به حج و آيين پيامبر ( ص ) ، از آن خطرات جدى كه تهديدشان مىكرد ، رهايى يافتند ، اينك نيز رهبران ما اگر بهدنبال راه نجات و رهايى از همه خطرات سهمگين ، خوارى بختكگونه و بندگى اهانتبار هستند ، بايد از ابتداى راه شروع كنند و به هجرت با ديدهءعبرت نظر افكنند و حقيقت معناى آنرا در كنند كه چيزى جز فداكارى و فراموشى خويشتن و تسليم نشدن به تأثيرات محيطى و اجتماعى و نيز برداشتن گامهاى سازنده و قاطعى كه آنان و همراه خود مردم را به هجرت يارى كند ، نيست . . . پس پيش به سوى هجرت .
قصة التقريب ، أمة واحدة ، ثقافة واحدة ( سرگذشت تقريب يك فرهنگ ؛ يك امت ) ( فارسى ) — صفحة 120
مساهمون: خسرو شاهى
ص١٢٠