حضرت را مورد يورش قرار دادند و بعد از شكست تمام تلاشهايى كه معتمد عباسى به تحريك عمومى آن حضرت جعفر بن هادى نسبت به دستگيرى ايشان مبذول داشت خليفه بعدى يعنى معتضد نيز كه در نوزدهمين سال زندگى امام به خلافت رسيد چندين بار سعى كرد ايشان را در خانه دستگير كند و به اين منظور گروه گروه مأموران را روانه مىكرد و آنها خانه را دقيقا بازرسى مىكردند ولى خداوند متعال مانع از آن مىشد كه او به هدفش برسد زيرا اراده كرده بود برگزيدگان خود را در امان نگاه دارد و بندگان نيكش را پشتيبان باشد .
و امام با وجود همهء اين تلاشها ، با شيعيان و خاصان خود ديدار مىكرد و هر جا كه مصلحت مىديد به گرهگشايى از كار آنها مىپرداخت و طبق رواياتى كه در اين زمينه بدست رسيد بيشتر كسانى كه با او ديدار مىكردند از اينكه امام در جمعشان حاضر مىشد دچار شگفتى مىشدند حضرت در جمعشان حاضر مىشد و بىآنكه او را بشناسند از نظرشان پنهان مىگرديد و گاهى نيز بنا به مصلحتى كه مقتضى مىديد خود را به آنها ، معرفى مىكرد .
و در برخى روايات آمده كه آن حضرت در حضور كسى كه از او غافل بود فرمود :
تو نمىتوانستى مرا ببينى ولى آن دروغگويانى كه گفتهاند ( امام مهدى ) كجاست و كجا بوده و كجا تولد يافته و چه كسى او را ديده است و چه چيز شما را به او رهنمون نموده و چه معجزاتى براى شما داشته ، باعث شدند كه من خود را به تو نشان دهم . اى عيسى - بن مهدى آنچه را كه مىبينى با دوستداران ما در ميان بگذار و مبادا كه به دشمنان بازگويى . راوى مىگويد : عرض كردم مولاى من دعايم كن تا در ايمان ( نسبت به شما ) ثابت قدم باشم حضرت فرمود : اگر خداوند ترا ثابت قدم نكرده بود مرا نمىديدى .
در بحار الانوار به نقل از عيسى بن مهدى روايت ديگرى نقل شده كه در آن آمده است كه او حضرت را ديده و با ايشان يك جا جمع شده و از سفره ايشان غذا خورده است همچنانكه روايت كرده كه حسن بن الوجناء نصيبى در مكه با ايشان ديدار كرده است او در خانهء خدا به سجود رفته و به درگاه خداوند به تضرع مىپرداخت و دعا مىكرد در اين ميان كنيزكى پيش ايشان آمد و او را فرا خواند او نيز همراهش به راه افتاد تا اينكه به خانهء خديجه ام المؤمنين رسيد در اين هنگام ندايى آمد كه : اى حسن ، بيا بالا ، او نيز بالا رفت و پاى دروازهء خانه ايستاد امام مهدى ( ع ) به او فرمود :
اى حسن مىبينيم كه بر من هراسناك شدهاى به خدا سوگند كه در تمام حجهايى
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 582
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٨٢