تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 583

مساهمون:

ص٥٨٣
كه داشته‌اى من با تو بوده‌ام و تاريخهاى حج او را يك به يك برشمرد و او بىآنكه متوجه باشد و درحالىكه دست امام بر سينه‌اش بود ، جان به جان آفرين تسليم كرد . شيخ طوسى نيز در « الغيبة » خود به نقل از مردى « ازدى » نام روايت كرده كه او حضرت را در حالى ديده كه مشغول طواف كعبه بوده است جوانى خوش صورت و خوش بو و پرهيبت و در عين حال نزديك به مردم كه سخنى بهتر از سخن او و بيانى شيواتر و شيرين‌تر از بيانش نشنيده بود و اينكه از برخى مردم دربارهء ايشان پرسيده بود و پاسخش داده بودند كه : او فرزند رسول خداست كه هر سال يك روز براى خواص اصحابش ظاهر مىشود و با آنها به گفتگو مىنشيند و در همين روايت آمده كه او به حضرت نزديك شد و از ايشان خواست تا با او سخن بگويند حضرت نيز برايش دعا كرد و به اطلاعش رسانيد كه او قائم آل محمد است . و بسيارى از روايات كه جملگى تصريح دارند كه ايشان در موسم حج در مكه و مدينه در ميان مردم ظاهر مىشدند و با خواص شيعه به گفتگو مىپرداخت و آنها نيز در آنچه كه به آخرت يا دنيايشان مربوط مىشد با ايشان صحبت مىكردند و آن حضرت اموال را گاه بوسيلهء سفيران خود و گاهى نيز به وسيله وكلاى خود كه در مناطق مختلف پراكنده بودند و اين مهم را براى سبك كردن بار سنگين وظايف سفرا به عهده داشتند دريافت مىكرد و بالاخره گاهى نيز بنا به تصريح برخى روايات ، شخصا اقدام به دريافت مىكردند ترديدى نيست كه ظهور گاه بگاهى ايشان در برابر سفرا و ياران خاص خود ، حضرت را در تنگناهايى قرار مىداد و بايد به دور از چشم حكام و دستگاههاى امنيتى آنها و حتى بدور از بيشتر شيعيان صورت مىگرفت . و به فرض كه برخى از اين روايات يا بيشتر آنها ساخته و پرداخته دوستدارانشان بوده و بعيد هم نيست كه چنين باشد آنچه ترديدى در آن نيست اينكه حضرت طى نخستين مرحلهء زندگى خود كه با مرگ چهارمين سفير شيخ سمرى در سال 329 پايان يافت و در آن هنگام هفتاد و چهار سال سن داشتند كه چهار سال و نيم را در زمان پدر و مدت شصت و نه سال و نيم را پس از پدر طى كردند پيوند خود را بطور كامل با مردم قطع نكرده بودند و در مواقع بسيار ضرورى و از ترس حكامى كه بهر حال مشيت الهى عجز آنها را رقم زده بود بدور از چشم مردم با سفرا و احيانا خواص خود تماس داشتند .