دادند و در رنج و درد مردم شريك گشتند و با بدبختيها و رنج و شكنجه و تعقيب و آزار و گرسنگى و فشارى كه بر بشريت وارد مىآيد ، شريك شدند و طبق نقشهء الهى هر وقت كه مصلحت بود در مراسم حج و مناسبتهاى ديگر به طورى كه كسى ايشان را نشناسد ، حضور مىيابند .
در هر حال سخن از اين جنبه و رازهاى آن ، پيچيده و در عين حال دشوار است و منكر وجود ايشان و غيبت آن حضرت خارج از تشيع و چه بسا در صورتى كه ناشى از تكذيب سخن پيامبر دربارهء او باشد خارج از اسلام و مسلمانى نيز هست ولى اينكه چگونه و براى چه اين غيبت صورت گرفته چيزى است كه تنها به خدا مربوط است و از او نيز ساخته است و سلام خدا بر كسى كه فرمود : اين موضوع از رازهاى الهى و اسرار اوست .
دشمنان شيعه و كينورزان آنها از مطرح شدن سرداب در برخى رواياتى كه به مسأله مهدى و مراحل گذشته بر ايشان پرداختهاند و نيز آنچه كه عوام شيعه طى زيارت خود از قبر امام هادى و امام حسن عسكرى ( ع ) از نماز و دعا در جايى معروف به خانهء امام حسن عسكرى ( ع ) ، سوء استفاده مىكنند و از آنها براى افترا بستن به شيعه و تحريف معتقدات آنها بنا به عادت خود كه از هر فرصتى براى اين كار بهرهبردارى مىكنند ، سوء استفاده كرده و از جمله مىگويند : شيعيان معتقدند كه آن حضرت وارد سرداب شده و مادرش او را نگاه مىكند و همچنان ساكن آنجاست و طى اين مدت طولانى هرگز از آن بيرون نيامده است و يكى از شعراى آنها در اين باره گفته است :
- آيا وقت آن نرسيده سردابى كه شما امام خود را در آن غيب كردهايد ، او را بازپس دهد ؟
- در نابخردى و سبك مغزى شما همين بس كه براى عنقا ( سيمرغ افسانهاى ) و غول ( هاى افسانهاى ) شق سومى در نظر گرفتهايد .
و الكنجى در كتاب خود « البيان » مىگويد : بقاى آن حضرت در سرداب در طول اين مدت بدون خورد و خوراك به قدرت خداوندى ، صورت پذيرفته است و از اين گونه مزخرفاتى كه بر هيچ پايه منطقى استوار نيست يا حديث صحيحى ، در تأييد آن ، وارد نشده است .
پيش از اين گفتيم كه زندگى آن حضرت در نخستين مرحله در خانهء پدرى و گاه بيرون از آن گذشت و از بيم حكامى كه وجود ايشان را تحمل نمىكردند و ايشان و
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 585
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٨٥