تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 576

مساهمون:

ص٥٧٦
بسيارى از نويسندگان بر اين باورند كه منبع و سرچشمه تصوف ، تشيع و ائمه شيعه ( ع ) ، هستند حال آنكه تشيع فاصله بسيارى با تصوف داشته و هيچ ربط و ارتباطى ميان آنها وجود ندارد و دعوت به زهد و پرهيز كارى كه در آنچه از اهل بيت روايت شده آمده و از ويژگيهاى خودشان بوده است تنها بدان معناست كه انسان ، شهوتها و هواهاى خود را ، فكر و ذكر خود قرار ندهد و از كار براى آخرت خويش بازماند . ائمه اطهار بر آن بودند تا با دعوت به زهد و پرهيزكارى از مسلمانان بخواهند تا تعاليم قرآن را در پرداختن به دنيا و آخرت ، به مورد اجرا گذارند قرآنى كه خود مىگويد :
وَ ابْتَغِ فِيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا
( سورهء قصص - 77 ) ( از آنچه خدا به تو داده سراى آن جهانى را بخواه و بجوى و بهرهء زندگانى خود را در اين جهان هم مگذار و فراموش مكن ) و مىگويد :
قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقِيامَةِ . . .
( سورهء اعراف - 32 ) ( بگو كى حرام كرد و در بند آورد آرايش اين جهان را كه خداوند براى بندگان خويش آماده كرد و شيرينيها و خوشيهاى روزى كه ساخت ؟ بگو اين زينتها براى مؤمنان است در اين جهان ( با شركت كافران ) و تنها و خالص است در روز رستاخيز براى گروندگان بىشريكان ! ) . و پيامبر ( ص ) مىفرمايد : ( آن كس كه دنيا را براى آخرت رها كند ملعون است و هر كس آخرت را براى دنيا رها كند نيز ملعون است ) . و امام جعفر صادق ( ع ) مىفرمايد : پاكدامن‌ترين مردم كسى است كه به شبهه نزديك نشود و عابدترين مردم كسى است كه واجبات را بجاى آورد و زاهدترين مردم كسى است كه ترك حرام گويد . و احاديث اهل بيت ( ع ) نيز سرشار از تشويق و ترغيب به كوشش در طلب روزى و تلاش در اين جهت است و مالامال از سرزنش و انتقاد از تن‌پروران و كسانى است كه به اندازهء نيرو و توان خود و بنا به مقتضيات زمان و مكان در ساخت جوامع خود ، هم يارى نمىكنند و علاوه بر همهء اينها ، تصوف به آن معنايى كه طى قرنهاى سوم و چهارم هجرى شناخته شد آنگونه كه از تاريخ صوفيان طى اين دورهء تاريخى برمىآيد در واقع پوششى براى الحاد و نيرنگ و تحريف اسلام بوده است . بدين معنا كه حلاج و نميرى و شلمغانى و كسانى از اين قماش در شمار شيعه هستند خود از جمله زشت‌ترين افترايى است كه در تاريخ طولانى شيعه ، بر آنها وارد شده گواينكه بر آن نيستم كه در اين مقام از حلاج و الحاد سخن گويم و تنها به آنچه كه در پيوند