است . مگر هارون الرشيد طى گفتگويى كه در مورد امام موسى بن جعفر ( ع ) با فرزند خود داشت به او ( مأمون ) نگفته بود كه اگر تو نيز در قدرت و حكومت به نزاع با من برخيزى چشمانت را در خواهم آورد . بىهيچ ترديدى ، حكام بنى عباس از امامان مىترسيدند و نسبت به تاج و تخت خود از ايشان مىهراسيدند و تحت تأثير سعايتهايى كه در مورد آنان از سوى دشمنان اهل بيت ( ع ) به عمل مىآمد ، قرار مىگرفتند و در اين رابطه همه گونه فشار و تنگنا و حتى زندان و اقامت اجبارى نزديكى بغداد و سامرا را بر آنان تحميل مىكردند كه اين خود مىتواند ايشان را در مسموم كردن و به قتل - رساندن ، مورد اتهام قرار دهد ولى در عين حال دليلى بر آن نيست كه امام حسن عسكرى يا ديگر امامان ، مسموم شده باشند ، رواياتى هم كه دربارهء وفات ايشان آمده و مؤلفان سيرهء ايشان به آنها استناد كردهاند متعرض اين موضوع نشدهاند روايتى كه از همه مشهورتر است چيزى است كه راويان به نقل از احمد بن عبيد اللّه بن خاقان وزير معتمد در آن روز نقل كردهاند كه ما طى سخن از برخورد حكام با ايشان بخش اول آن را نقل كرديم و بخش دوم آن مانده كه در رابطه با وفات حضرت است و كلينى و مفيد و شيخ صدوق در پرداختن به وفات ايشان ، آن را ملاك قرار دادهاند .
در اين بخش آمده كه : به هنگام وفات امام حسن عسكرى ، چيزى از سلطان و اطرافيانش ديدم كه باعث شگفتى من شده و انتظارش را از او نداشتم و آن اينكه وقتى حضرت بيمار شد كسى را به دنبال پدرم فرستاد و پيغامش داد كه امام حسن عسكرى ( ع ) بيمار شده است . پدرم همان لحظه خود را به دار الخلافه رساند سپس همراه پنج تن از خدمتگزاران امير المؤمنين كه جملگى از نزديكان و مورد اعتمادش بودند بازگشت - . به آنها دستور داد در منزل حضرت بمانند و در جريان حال ايشان قرار داشته باشند چند تن از حكيمان ( پزشكان ) را نيز احضار كرد و به آنها دستور داد در تماس با حضرت باشند و صبح و شب به او سر بزنند دو يا سه روز بعد خبر رسيد كه حالشان رو به ضعف گذاشته است پدرم سوار بر مركب خود به خانهء ايشان رفت و به حكيمان دستور داد در منزل آن حضرت باقى بمانند و خود نيز به قاضى القضات پيغام داد كه ده تن از كسانى كه از نظر مذهبى و پاكدامنى مورد اعتمادش هستند برگزيند و به آنها دستور دهد در خانهء امام حسن عسكرى شب و روز باقى بمانند قاضى القضات نيز چنين كرد و آنها در خانهء حضرت بودند تا اينكه ايشان وفات كردند . احمد بن عبيد اللّه بن خاقان در ادامه مىگويد : وقتى خبر وفات آن حضرت پخش شد سامرا يك پارچه شيون و زارى
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 531
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٣١