كه مسلمان بايد باشد و اخلاق و ويژگيهايى را كه در راه دعوت اسلام از هر راه ديگرى ، گوياتر و كارآتر است ، خطاب به عموم مردم و ياران خود ، بيان مىفرمودند .
در عين حال چنين بعدى كه در اخلاق اهل بيت و تعاليم و زندگى آنها پديدار گشته خود بهتر از هر چيز محكومكننده و افشاگر آن دسته از كسانى است كه به نام اسلام حكومت كردند و در واقع الگوى ديگر ملتها در مورد اسلام و فرد مسلمان بودند .
ديگران به همين كسانى كه به دروغ خود را مسلمان و از آن مهمتر ، حاكم مسلمان مىدانستند نگاه مىكردند و برداشتشان از اسلام در همينها خلاصه مىشد و گزاف نيست اگر بگويم كه كندى حركت اسلام و عقبماندگى مسلمانان نسبت به ديگران در گذشته و حال ناشى از همان چهرهء تاريك و زشتى است كه اين طاغوتها و نابكاران از اسلام بجاى گذاردند و مدعيان پس از آنها نيز همانها را از ايشان به ارث بردند و اين وضع تا به امروز نيز ادامه دارد ، به نام اسلام حكومت كرده و مىكنند و از زبان دين و اسلام سخن مىگويند حال آنكه از سختترين دشمنان و كينتوزان آن هستند .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 529
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٢٩