شد و به تدارك تشييع جنازه ايشان پرداخت بازار تعطيل شد و همه دست از كار كشيدند بنى هاشم ، فرماندهان ، كاتبان و قاضيان و ساير مردم ، رو سوى جنازهء ايشان آوردند ، آن روز سامرا به روز قيامت شباهت پيدا كرده بود . وقتى كار تشييع جنازه پايان يافت سلطان به ابى عيسى بن متوكل دستور داد بر جنازه نماز بگزارد وقتى جنازه براى نماز به زمين گذاشته شد ابو عيسى به آن نزديك شد و پرده از چهره حضرت گشود و به بنى هاشم اعم از علويها و عباسى و نيز به فرماندهان و كاتبان و قاضيان نشان داد و گفت : اين حسن بن على بن محمد الرضا ( ع ) است كه به مرگ طبيعى در رختخواب خود مرده است از خدمتگزاران امير المؤمنين فلان و به همان كس و از حكيمان فلانى و فلانى حضور داشتند آنگاه چهرهء مبارك را پوشاند و بر او نماز گزارد و پنج تكبير گفت و دستور برداشتن آن را داد . جنازه از وسط خانه برداشته شد و در همان خانهاى كه پدرش را دفن كرده بودند ، آن را به خاك سپردند .
و به ادعاى راوى ، احمد بن عبيد اللّه در ادامه ، افزوده است : وقتى جنازه به خاك سپرده شد برادر آن حضرت جعفر ، نزد پدرم آمده به او گفت : مقام پدر و برادرم را برايم منظور كن هر سال بيست هزار دينار به تو مىرسانم . پدرم مسخرهاش كرده و سخنانى زشت نثارش كرد و به او گفت : اى نادان ! سلطان ( اعزه اللّه ) تمام قدرت و شمشير خود را به كار برد تا آنانى كه پدر و برادرت را به امامى قبول دارند ، از اين عقيده بازدارد ولى موفق به اين كار نشد و مىخواست كه پدر و برادرت را از آن مقام پايين كشد ولى توفيق اين كار پيدا نكرد و تو اگر واقعا نزد شيعيان پدر و برادرت ، امام هستى نيازى به آن ندارى كه سلطان يا غير از او ، مقام ايشان را به تو تفويض كند و اگر چنين مقامى نزد آنان ندارى ، هرگز آن را بدست نخواهى آورد پدرم در اين مورد او را سرزنش كرد و خوار داشت و دستور داد كه هرگز اجازه ورودش ندهد تا اينكه پدرم وفات يافت .
تمامى كسانى كه دربارهء وفات امام حسن عسكرى ( ع ) سخن گفتند اين روايت را كه از بيمارى و مرگ آن حضرت و نيز برخورد خليفه با اين مسأله ، در آن سخن رفته ، نقل كردهاند حتى كسانى كه قائل به مسموم شدن آن حضرت نيز هستند در آغاز سخن خود اين روايت را ذكر كردهاند و روايت ضعيفى را كه راوى آن مدعى است امام صادق ( ع ) فرموده هر كدام از خاندان ما يا كشته مىشوند و يا مسموم مىگردند ملاك مسموميت ايشان ، قلمداد كردهاند و غافل از آن بوده يا تغافل كردهاند كه روايت احمد بن عبيد اللّه اشاره به اين دارد كه معتمد عباسى از خون امام برى نبوده و در
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 532
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٥٣٢