تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
همان هنگام نيز متهم بوده است و با برخوردى كه طى چند روز مانده به وفات آن حضرت با ايشان داشته در صدد برآمده كه اين تهمت را از خود دور سازد و گرنه چرا وقتى خبر بيمارى امام به او رسيد وزيرش را نزد ايشان فرستاد و به نزديكان و پزشكانش دستور داد تا در خانهء او باقى بمانند همچنانكه قاضى القضات خود را نيز دستور داد تا ده تن از پارسايان و دينداران را برگزيند و آنان را شب و روز نزد امام نگاه دارد و چرا ابو عيسى فرزند متوكل بر جنازه نماز گزارد . علويها و عباسى و فرماندهان و قضات را به شهادت گرفت كه حضرت به مرگ طبيعى مرده است به گمان من اگر او خود در اين جنايت دست نداشت و در آن روز ، انگشت اتهام به سويش دراز نبود ، به چنين كارهايى نياز نبود و اللّه اعلم . در روايت صدوق در الاكمال با اسناد به ابى الاديان آمده كه گفته است : من خدمت امام حسن عسكرى ( ع ) مىكردم و نامه‌هاى آن حضرت را به شهرها مىبردم موقعى كه در بستر بيمارى - كه بر اثر آن وفات يافت - بود بر ايشان وارد شدم . حضرت نامه‌هايى نوشت و به دستم داد و فرمود : آنها را به مدائن ببر . نامه‌ها را بردم و جوابشان را با خود آوردم و روز پانزدهم وارد سامرا شدم و ندانسته خود را در برابر خانه ايشان يافتم . جعفر بن على ( برادر حضرت ) را بر دروازهء خانه ديدم كه شيعيان دورش را گرفته تسليتش مىگفتند و امامتش را تبريك مىگفتند . پيش خود گفتم : اگر اين امام شده باشد مطمئنا امامت را منحرف كرده‌اند . آنگاه عقيد خادم بيرون آمد و گفت : سرورم ! برادر شما كفن شده است حال برخيزيد و بر او نماز بگزاريد . جعفر و شيعيان اطرافش وارد شدند وقتى وارد خانه شديم ديديم كه حسن بن على بر نعش ايستاده است جعفر پيش رفت تا بر نعش نماز بگزارد وقتى داشت تكبير مىگفت كودكى سبز چهره با مويى مجعد و دندانهايى دور از هم بيرون آمد و رداى جعفر بن على را كشيد و گفت : عمو عقب برو كه من سزاوارتر از تو در نماز گزاردن بر نعش پدرم هستم . جعفر عقب رفت چهره‌اش دگرگون شده بود . كودك پيش آمد و بر نعش نماز گزارد و جنازه را كنار پدر آن حضرت همانجايى كه هم اكنون آرامگاه ايشان است ، به خاك سپردند اين آرامگاه هم اينك زيارتگاه شيعيان اهل بيت است كه از هر سوى ، به زيارتش مىآيند و در آنجا از خداوند سبحان به حرمت كسى كه در آن خاك است ، خواستهاى خود را مطرح مىكنند و مىخواهند كه ايشان را در رحمت خود وارد كند و به راه حق هدايت فرمايد و توفيق آن دهد كه در راه اهل بيتى قرار گيرند كه خداوند آنان را از هر پليدى و پلشتى ، دور ساخت و پاكشان گرداند .