پس از پدرش ، انديشه كرد و ديد كه ممكن است شيرازهء كار از بنى عباس و خاندان على ( ع ) خارج گردد ، لذا بنى عباس را فرا خواند و در حضورشان نشست ، لباس سياهى را خواست و آن را پوشيد و لباسهاى سبز را كنار گذاشت و ديگران نيز سياه پوشيدند و به زعم راوى لباس سبز رنگ تنها به مدت هشت شبانه روز در بغداد پوشيده شد .
در صفحهء 219 از كتاب الصلة بين التصوف و التشيع به نقل از « الوزراء و الكتاب » جهشيارى آمده است كه لباس سبزى كه مأمون طى نخستين دوره از خلافتش برگزيد متعلق به علويها نبود بلكه لباس پادشاهان فارس و زرتشتيهاى آن نواحى بود و لباس علويها به رنگ سفيد بود و عباسيها سياه مىپوشيدند و ادامه مىدهد كه : وقتى مأمون با وزراء و نزديكانش به مشورت پرداخت نعيم بن حازم كه از مشاوران مورد اعتمادش بود به وى گفت : تو مىخواهى كه قدرت را از بنى عباس بگيرى و به خاندان على دهى و پس از آن ، عليه ايشان نقشهچينى و خلافت را به صورت پادشاهى درآورى و اگر چنين قصدى نداشتى از رنگ لباس على و فرزندانش كه سفيد است عدول نمىكردى و رنگ سبز را كه متعلق به كسرى و زردشتيان است انتخاب نمىكردى و مىافزايد كه « عبيديها » در مصر رنگ سفيد را به عنوان شعار خود برگزيدند و اگر رنگ سبز اصالت علوى داشت مطمئنا انقلابيون آن را برمىگزيدند كه در تاريخ چنين چيزى گفته نشده است ولى آنچه كه اتفاق افتاده اين بوده كه در جريان درگيريهاى امين و مأمون ، ابن طباطبا قيام كرد و پوشش سفيد را شعار خود قرار داد همچنانكه على بن محمد بن - جعفر بن محمد در بصره نيز سر به شورش برداشت و غلبه پيدا كرد و سفيد پوشيد و به همين ترتيب ديگر انقلابيون علوى نيز رنگ سفيد را شعار خود قرار دادند و جز اينها كه در اين باره آورده و تحقيق آنها براى ما چندان لزومى ندارد .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٠٩