مأمون نسبت به نقشهاى كه براى امام رضا كشيده بود ، شتاب بخرج دهد و به بغداد بازگردد تا تأثيرهاى منفى را كه اين سياستش بجاى گذارده بود ، خنثى سازد ، او در ورود به بغداد با چنان دشوارى مواجه نشد بويژه كه بعد از وفات امام رضا ( ع ) ، ترس مخالفان از واگذاردن خلافت به خاندان علوى ، از ميان رفته بود ، پس از آنكه عباسيهاى مخالف ، به طاعت او ( مأمون ) درآمدند و خليفهء خلعشدهء آنها ، پنهان شد زينب دختر سليمان بن عبد اللّه بن عباس را كه زنى خردمند و صاحب جاه بود مأموريت دادند كه نزد مأمون واسطه شود و او را از پوشيدن لباس سبز رنگ بازدارد و به پوشش سياه ، بازش گرداند .
در تذكره ابن جوزى و جاهاى ديگر آمده است كه بنى عباس نزد زينب دختر سليمان گرد آمدند و از او خواستند تا بر مأمون وارد شود و از وى بخواهد كه به لباس سياه بازگردد و سبز را براى علويها بگذارد ، آنها بيم آن داشتند كه او پس از امام رضا ، ولايتعهدى را به فرزندش جواد ، واگذار كند . وقتى اين زن بر او وارد شد بسيار خوشامدش گفت و به گرمى از او استقبال كرد و بزرگش داشت . زن به او گفت : اى امير مؤمنين خاندان تو بيش از فرزندان ابو طالب ، اطاعت ترا كنند و وقتى كارها به دست تو باشد بيشتر از آنكه وقتى به دست ديگرى يا آنها باشد ، مىتوانى اطاعت آنها را جلب كنى حال لباسهاى سبز رنگ را بگذار و به لباسهاى خانوادهات ( سياه ) بازگرد و كسى را به آنچه از تو مىرود به طمع نينداز . در پاسخش گفت : به خدا كه اى عمه هيچ كس سخنى به دلنشينى تو ، مرا نگفته است و آنچه كه تو مىگويى قصدش ندارم و در اين امر كار را به خرد تو وامىگذارم . گفت : چگونه ؟ گفت : آيا مىدانى وقتى ابو بكر پس از رسول خدا به خلافت رسيد كسى از بنى هاشم را در اين امر شريك نساخت ، سپس عمر بن الخطاب و عثمان بن عفان نيز چنين كردند و هنگامى كه على بن - ابى طالب به خلافت رسيد روى به بنى هاشم آورد و عبد اللّه بن عباس را ولايت بصره و عبيد اللّه را ولايت يمن و معبد را ولايت مكه و قتم بن عباس را ولايت بحرين بخشيد و به تمامى بنى عباس ، پستى داد و از اين نظر بر ما حقى داشت و من نيز با وليعهد گرداندن فرزندش ، پاداشش دادم . در پاسخش گفت : فرزندم ، خداى صلاح كار خود داند ولى مصلحت در مورد عموزادگانت از فرزندان على بن ابى طالب همان بود كه به تو گفتم .
گفت : تنها همان چه كه دوست داريد خواهد شد .
راوى در ادامه مىگويد : آنگاه او در اين باره و دربارهء ولايتعهدى محمد بن على
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 408
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٠٨