دهند . حكام از زخم زبانش مىترسيدند و از طعنههايش مىهراسيدند ابن المدبر به او گفته بود : تو كه دربارهء مأمون اين ابيات را مىگويى حسودترين مردم و بىباكترين آنهايى :
- من از آن گروهى هستم كه شمشيرشان برادرت را به كشتن داد و تو را بر مسند قدرت نشاند .
- پس از زمان بسيارى كه فروافتاده بودى ترا افتخار بخشيدند و از حضيض ذلت ، نجاتت دادند .
دعبل به او گفت : اى ابا اسحاق ، من چهل سال است كه صليب خود را همراه دارم ولى كسى را نيافتهام كه مرا به صليب كشد .
آنچه كه مأمون به اين مناسبت ( ولايتعهدى امام رضا ( ع ) ) به عمل آورد اين بود كه سكههايى ( درهم ) به نام او ضرب كرد و بر يك روى آن در وسط نوشت : اللّه محمد رسول اللّه المأمون خليفة اللّه مما امر به الامير الرضا ولى عهد المسلمين على بن - موسى بن على بن ابى طالب و بر روى ديگر در وسط نوشت : لا إله الا اللّه وحده لا شريك له .
و در يك روى سكه به شكل دايره عبارت : محمد رسول اللّه ارسله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون و بر روى ديگر به شكل دو دايره تو در تو در دايرهء درونى عبارت بسم اللّه ضرب هذا الدرهم بمدينة اصبهان سنة اربع و مائتين و در دايرهء بيرونى عبارت : فى بضع سنين للّه الامر من قبل و من بعد و يومئذ يفرح المؤمنون .
مأمون دختر عموى خويش را به ازدواج اسحاق بن موسى بن جعفر درآورد و خطبهء ولايتعهدى امام رضا را در همهء شهر ، خواند و به كارگزارانش دستور داد كه او را نيز دعا كنند و خطبا خطبههاى خود را با دعا بر مأمون و امام رضا ( ع ) ، آغاز مىكردند .
چند ماهى پس از ولايتعهدى به سال 202 ، مأمون دخترش ام حبيب را به ازدواج امام رضا درآورد و گفته مىشود كه او خواهرش ملقب به ام أبيها يا ام حبيبة را به ازدواج ايشان درآورد .
همچنانكه مأمون دستور داد همه جا بجاى لباس سياه ، لباس سبز پوشيده شود لباس سياه از آن عباسيها و سبز متعلق به علويها بود . او اين مطلب را براى همهء كارگزارانش نوشت كه بر عباسيها نيز گران آمد و اين كار وى را علاوه بر تعيين ولايت عهد ، به عنوان تلاشى براى گرفتن همهء امتيازها و نشانههاى خود تلقى كردند لذا عليه او متحد شدند و ابراهيم بن مهدى را به عنوان خليفهء خود برگزيدند و به گردش جمع شدند كه باعث شد
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 407
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٠٧