تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
دوستى و هيجان ناشى از اين مناسبت ، به ستايشش پرداختند و برخى نيز از سر خوش - خدمتى به مأمون و به طمع هديه‌هاى او شعر سرودند . راويان روايت مىكنند كه دعبل خزاعى شاعر اهل بيت ( ع ) نيز با قصيده‌اى در حدود هشتاد بيت ايشان را مدح كرده و « اربلى » در كشف الغمة آن را نقل كرده است . و در روايت ابو صلت هروى آمده كه مىگويد : دعبل خزاعى در مرو بر امام رضا ( ع ) وارد شده به ايشان گفت : اى فرزند رسول خدا من دربارهء شما قصيده‌اى سروده‌ام و با خود پيمان بسته‌ام كه پيش از شما بر كسى آن را نخوانم . امام رضا ( ع ) به او فرمود : آن را بخوان اى دعبل ، او نيز سرودهء خود را خواند ، در اين اشعار به وقايعى كه از هنگام وفات پيامبر ( ص ) - جريان سقيفه ، برخورد مسلمانان با خلافت و آنچه كه در دوران اموى و عباسى بر اهل بيت آمده بود و ويژگيهايى كه خداوند به آنها ارزانى داشته ، پرداخته شده بود وقتى دعبل به اين بيت رسيد ، امام متأثر گرديد : - مىبينم كه حق آنها و غنيمت آنها ميان ديگران بخش شده است ولى دستشان از غنايم ديگران ، تهى است . راوى مدعى است كه امام به تكرار اين بيت پرداخت و گريه كنان مىفرمود : آرى اى دعبل راست گفتى . و وقتى به اين ابيات رسيد : - هرگاه در حقشان بىانصافى كنند آنها به كسانى كه بىانصافى كرده‌اند دستانى به دور از هر گونه بىانصافى ، دراز مىكنند . امام دو دست خود را زير و رو كرد و فرمود : آرى به خدا سوگند كه از هر بىانصافى بدورند . و وقتى به اين ابيات رسيد : - قبرهايى در كوفه و ديگرى در مدينه و يكى ديگر در مكه كه درود من بر آنها باد . - و قبرى در بغداد كه متعلق به نفس زكيه‌اى است و خداوند در آسمان هفتمش جاى داده است . امام رضا به ادعاى راوى به او فرمود : آيا مىخواهى در همين جا دو بيت بر اشعارت بيفزايم كه قصيده‌ات را تمام كند . گفت : آرى اى فرزند رسول خدا . امام فرمود : - و قبرى در طوس كه چه مصيبتى بر صاحبش رفت كه دل و جگر را به درد مىآورد .