دوستى و هيجان ناشى از اين مناسبت ، به ستايشش پرداختند و برخى نيز از سر خوش - خدمتى به مأمون و به طمع هديههاى او شعر سرودند .
راويان روايت مىكنند كه دعبل خزاعى شاعر اهل بيت ( ع ) نيز با قصيدهاى در حدود هشتاد بيت ايشان را مدح كرده و « اربلى » در كشف الغمة آن را نقل كرده است .
و در روايت ابو صلت هروى آمده كه مىگويد : دعبل خزاعى در مرو بر امام رضا ( ع ) وارد شده به ايشان گفت : اى فرزند رسول خدا من دربارهء شما قصيدهاى سرودهام و با خود پيمان بستهام كه پيش از شما بر كسى آن را نخوانم . امام رضا ( ع ) به او فرمود : آن را بخوان اى دعبل ، او نيز سرودهء خود را خواند ، در اين اشعار به وقايعى كه از هنگام وفات پيامبر ( ص ) - جريان سقيفه ، برخورد مسلمانان با خلافت و آنچه كه در دوران اموى و عباسى بر اهل بيت آمده بود و ويژگيهايى كه خداوند به آنها ارزانى داشته ، پرداخته شده بود وقتى دعبل به اين بيت رسيد ، امام متأثر گرديد :
- مىبينم كه حق آنها و غنيمت آنها ميان ديگران بخش شده است ولى دستشان از غنايم ديگران ، تهى است .
راوى مدعى است كه امام به تكرار اين بيت پرداخت و گريه كنان مىفرمود :
آرى اى دعبل راست گفتى .
و وقتى به اين ابيات رسيد :
- هرگاه در حقشان بىانصافى كنند آنها به كسانى كه بىانصافى كردهاند دستانى به دور از هر گونه بىانصافى ، دراز مىكنند .
امام دو دست خود را زير و رو كرد و فرمود : آرى به خدا سوگند كه از هر بىانصافى بدورند .
و وقتى به اين ابيات رسيد :
- قبرهايى در كوفه و ديگرى در مدينه و يكى ديگر در مكه كه درود من بر آنها باد .
- و قبرى در بغداد كه متعلق به نفس زكيهاى است و خداوند در آسمان هفتمش جاى داده است .
امام رضا به ادعاى راوى به او فرمود : آيا مىخواهى در همين جا دو بيت بر اشعارت بيفزايم كه قصيدهات را تمام كند . گفت : آرى اى فرزند رسول خدا . امام فرمود :
- و قبرى در طوس كه چه مصيبتى بر صاحبش رفت كه دل و جگر را به درد مىآورد .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 405
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٤٠٥