و برج و باروهايى كه خلفا در مرز ميان كشور اسلامى و كشور بيزانس در شمال سوريه بنا نهادند ، اختصاص داد و به مأمون اين اختيار را بخشيد كه او را ولىعهد خود بگذارد يا خلع كند . محمد امين بعد از فوت پدر ، مدت پنج سال و چند ماه حيات داشت و در محرم سال 198 و پس از آنكه امين بر اثر نبردهايى كه ميان طرفداران وى و طرفداران برادرش مأمون بوقوع پيوست كشته شد ، قدرت به مأمون انتقال يافت و مسلمانان از همه سوى بلاد اسلامى ، به سوى او جمع آمدند . محمد امين پس از رسيدن به قدرت ، به برادرش مأمون خيانت كرده و او را از ولايتعهدى بر كنار ساخته و فرزندش موسى را وليعهد خود قرار داده بود و اين كار را با صلاحديد فضل بن ربيع كه كينهء ديرينهاى از مأمون داشت ، انجام داد و آنگونه كه در جلد پنجم تاريخ ابن اثير ( الكامل ) آمده امين بيم آن داشت كه در صورتى كه خلافت به مأمون رسد ، موقعيتش را از دست بدهد . در هر صورت در اين فاصله كه امين حكومت كرد ما در كتابهاى تاريخ مطلبى به اين مضمون كه او در صدد برآمده باشد عليه امام اقدامى كند يا توهينى به ايشان روا داشته باشد ، نمىيابيم . شايد علت اين بوده كه او علاوه بر اختلافات و درگيريهايى كه ميان هيئت حاكمه بر سر قدرت بود و باعث شده بود برادر خود مأمون را از - ولايتعهدى براندازد و خود به تشديد درگيريها ميان دو گروه و بر آشفتگى اوضاع در سرتاسر مملكت اسلامى منجر شده بود ، عميقا غرق در لذتها و شهوتپرستيهاى خويش بود .
و از آنجا كه مأمون از محبوبيت و اعتماد مردم برخوردار بود و شخصيت نيرومندى داشت باعث شده بود امين و يارانش تمام تلاش و نيروى خود و دستگاهشان را در جهت كنترل فعاليتهاى او به كار گيرند و مانع از هر گونه حركتى از سوى او عليه خود شوند و بدين ترتيب خطر ديگرانى كه زير بار حكومتشان نمىرفتند و دولتشان را قبول نداشتند خيلى دست كم گرفته مىشود و در واقع در مقايسه با خطر داخلى كه مستقيما درگيرشان ساخته بود ، به حساب نمىآمد . اين امكان هست كه همه اين عوامل در منصرف ساختن امين و دستگاه حكومتىاش نسبت به مراقبت و كنترل امام رضا ( ع ) و پيگرد ايشان - يعنى كارى كه اسلافش با پدران آن حضرت مىكرد - سهيم بودند چنين مسألهاى باعث شده بود تا امام فرصت خوب و آرامى براى پرداختن به اداى رسالت خود و نشر اصول اسلامى در آن فضاى آميخته و مالامال از نبردهاى عقيدتى و اختلافهاى مذهبى و فرقهاى ، بدست آورد كه ما در بخشهاى بعدى به آن اشاره خواهيم كرد .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 388
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٨٨