نيست ، به هيچ يك از اين تلاشهاى احتياطآميز ، وقعى نمىنهاد و رفتار و شيوهء دعوتش را آشكار ادامه مىداد .
ابو عمرو كشى و كلينى در كافى به نقل از صفوان بن يحيى روايت كردهاند كه گفته است : وقتى امام موسى ( ع ) بدرود حيات گفت و فرزندش امام رضا ( ع ) جانشينش گرديد و براى خود آشكارا به دعوت پرداخت ، بر جان وى هراسناك شديم و به ايشان گفتيم :
تو آشكارا به امر مهمى پرداختهاى و ما بر جان تو از اين نابكاران ، مىترسيم . امام ( ع ) فرمود : او تلاش خود را مىكند ولى دستش به من نمىرسد ( نمىتواند كارى بكند ) .
و در « روضة الكافى » به نقل از محمد بن سنان آمده كه مىگويد : در زمان هارون به امام رضا ( ع ) عرض كردم : شما در اين مورد خيلى آشكار كار مىكنيد و همان كارى كه پدرتان كرد انجام مىدهيد و از شمشير هارون الرشيد كه خون مىچكد . امام فرمود :
آنچه در اين كار جرئتم بخشيده سخنى است كه رسول خدا ( ص ) به يارانش فرمود :
اگر ابو جهل توانست يك موى سرم را كم كند شما شهادت دهيد كه من پيامبر نيستم و من نيز مىگويم اگر هارون يك موى از سرم كم كرد امام نيستم .
و گروهى از واقفيها ( هفت اماميها ) بر ايشان وارد شدند كه پس از مناظرهاى كه ميان ايشان و آنها جريان يافت على بن ابى حمزه به ايشان گفت : آيا از اينان بر جان خود نمىترسى ؟ فرمود : اگر بر خود بترسم كه بر آن دامن زدهام . ابو لهب نزد رسول خدا ( ص ) آمده و ايشان را تهديد كرد . رسول خدا ( ص ) به وى فرمود : از سوى تو كمترين آسيبى به من رسد من دروغگويم . اين نخستين نشانهاى بود كه پيامبر خدا پيامبرى خويش را بدان مورد آزمون قرار داد و نخستين نشانهاى است كه من امامت خود را مورد آزمون قرار مىدهم و به شما مىگويم اگر كمترين آسيبى از سوى هارون به من رسد ، امام نيستم .
حسين بن مهران كه يكى از واقفيها بود به ايشان گفت : اگر اين سخن را فاش گويى همانچه مىخواهيم بدان مىرسيم . امام ( ع ) فرمود : آيا از من مىخواهى كه نزد هارون روم و بگويم من امام هستم و تو هيچكارهاى پيامبر خدا نيز در آغاز رسالت خويش چنين نكرد ، بلكه اين سخن را به خانواده و غلامان و مردم مورد اعتمادش گفت . ياران هارون الرشيد و بويژه برمكيهايى كه كينهء ديرينه با علويها داشتند هارون را عليه امام رضا ، تحريك مىكردند و گاهى نيز او ( هارون ) به درخواستشان پاسخ مىداد كسى را مىفرستاد تا او را به قتل رساند ولى خداوند جلودار او و يارانش بود
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 386
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٨٦