سركردگان هفت اماميها و انگيزههاى آنان
راويان روايت كردهاند كه نخستين كسانى كه انديشهء توقف در امام موسى بن - جعفر را مطرح ساختند و سعى در گسترانيدن آن كردند گروهى از بزرگان صحابه و نزديكان آن حضرت بودند كه پيش از آن ، جمعآورى خمس از شيعيان خود را به آنها واگذار كرده بود و در فاصله سالهاى آخر زندگى آن حضرت كه در زندان بود اموال بسيارى از اين بابت نزد ايشان جمع آمده بود ، وقتى آن حضرت در زندان به شهادت رسيد و امام رضا ( ع ) اموالى را كه نزدشان بود از ايشان مطالبه فرمود آنها با شيفتگى در برابر دنيا و دنياپرستى ، مرگ امام را منكر شدند و برخى نيز مدعى بازگشت ايشان شدند همانگونه كه موسى بن عمران بازگشت و از اين گونه بهانهها كه مىآوردند از جمله سرشناسترين آنها على بن ابى حمزه بطائنى بود كه سى هزار دينار از امام نزد او بود و زياد - بن مروان قندى كه هفتاد هزار دينار داشت و عثمان بن عيسى رواسى كه سى هزار دينار و شش كنيز از ايشان داشت و احمد بن ابى بشر سراج كه ده هزار دينار از آن حضرت نزد خود داشت .
و در روايت احمد بن حماد آمده كه عثمان بن عيسى در مصر بود و اموال بسيار و شش كنيز متعلق به امام نزد خود داشت امام رضا ( ع ) آن شش كنيز و اموال را از او مطالبه كرد . در پاسخش نوشت كه پدرت نمرده است امام در پاسخش نامهاى نوشت كه در آن آمده بود : ما خبر مرگ او را دريافت كردهايم . و ارث او را پس از تأكيد فوت او ، تقسيم كردهايم . عثمان رواسى نوشت : اگر پدرت نمرده باشد كه چيزى از آنها متعلق به تو نيست و اگر آنچنان كه ادعا مىكنى مرده باشد دستورى در مورد پرداخت آنها به تو ،