واقفيها « 1 »
و علل انحرافشان از امام رضا ( ع )
امام رضا ( ع ) پس از وفات پدر ، طعم چندين رنج و درد جانكاه را چشيد و از تلخى آنها برخوردار گرديد ، از يك سو ، درگير دستگاه حكومت و حكومتيان بود و از سوى ديگر در آغاز امامت خود شاهد چنان جنددستگيها ميان ياران پدرش بود كه در واقع اين جنددستگيها ، درست در جهت خواسته و آرزوهاى حكامى بود كه در آن جهت هم عمل مىكردند زيرا آنها ، گرد آمدن شيعيان به دور امام شرعى خود را خطرى متوجه تاج و تخت خود كه بر ظلم و ستم و طغيان و به قيمت خون بىگناهان و پاكان ، روزگار استوار شده بود ، مىدانستند .
بيشتر منابع تأكيد دارند كه آنهايى كه در امام موسى بن جعفر توقف كرده و به امامت امام رضا قائل نشدند ( هفت اماميها ) در شمار بزرگان و سرشناسان صحابه بودهاند كه وفات آن حضرت را منكر شدند و مدعى گشتند كه او ( امام هفتم ) قائم آل محمد است و غيبتش از ميان قوم خود مانند غيبت موسى بن عمران بود . اينان از آن پس در مورد غيبت و زندگىاش دچار جنددستگى شدند و نوبختى در كتاب خود فرق الشيعة ( فرقههاى شيعه ) چندين فرقه از آنها را برشمرده مىگويد : برخى كشته شدن او را منكر شده گفتهاند : او مرد و خداوند او را به سوى خود بالا برد و دوباره بازش خواهد گرداند .
و برخى ديگر از آنها مىگويند : او همچنان زنده است . و در ادامه مىگويد : فرقهاى از ايشان بر آن است كه : نمىدانيم كه او زنده است يا مرده زيرا ما اخبار بسيارى دربارهاش
هامش
( 1 ) گروهى كه در امامت امام موسى كاظم ( ع ) توقف كردهاند . ( هفت اماميها ) - م .