تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
روايت كرديم حاكى از اينكه او همان مهدى موعود است و افزوده‌اند كه در خبر وفات پدر و جد او و پدران او آن قدر روايت بر ما وارد شده كه نمىتوان انكارشان كرد يا آنها را رد نمود . نوبختى مىگويد : در ميان فرقه‌هاى ايشان ، فرقه‌اى است كه آن را « بشيرية » مىگويند و مدعى است كه موسى بن جعفر نمرده و به زندان هم نشده است و او زنده و غايب است و همان مهدى موعود است و در غيبت خود محمد بن بشير را جانشين خود ساخت و او را وصى خود كرد و مهر خويش را به او سپرد و تمامى آنچه كه رعيت بدان نياز داشت به او آموخت . و اينان مدعيند كه على بن موسى و تمامى كسانى كه پس از او مدعى امامت گشتند از نسل واقعى آن حضرت نيستند و نسبشان را منكر شده و در دعوى امامت آنها را تكفير كرده‌اند همچنانكه كسانى را نيز كه قائل به امامت آنها هستند تكفير كرده و خونشان و اموالشان را به زعم نوبختى ، حلال دانسته‌اند . به اين فرقه از واقفيها ( بشيرية ) انكار برخى ضرورتهاى اسلامى ، نسبت داده شده و نيز قائل - شدن به تناسخ ارواح و اينكه امام تنها يكى است و تعدد ائمه بدين صورت است كه اين يك امام از جسمى به جسمى ديگر - به تعبير او - منتقل مىگردد ، از اعتقادات منسوب به آنهاست . مؤلفين فرقه‌هاى اسلامى ، چنين تصوير زشتى از فرقه‌هاى اسلامى كه در امامت هفتمين امام ( ع ) توقف كرده‌اند ، ارائه مىدهند . نوبختى مدعى است كه نام « كلاب الممطورة » ( سگهاى باران‌ديده ) بيش از هر نام ديگرى بر آنها اطلاق مىشد و علتش هم اين بود كه يونس بن عبد الرحمن و على بن اسماعيل ميثمى با برخى از ايشان دربارهء امام بعد از امام موسى بن جعفر به مناظره مىپرداختند و وقتى بحثهاى ايشان بالا گرفت و به جاهاى باريكى رسيد ، على بن اسماعيل به آنها گفت : شما جز سگهاى باران‌ديده ، چيزى نيستيد . چه بسا ، تمامى كسانى كه پس از نوبختى ، دربارهء فرقه‌هاى شيعه ، چيز نوشتند بر كتاب او در اين باره ، استناد كرده‌اند زيرا تا آنجا كه من مىدانم او نخستين كسى است كه دربارهء فرقه‌ها ، مطلب نوشته است و آنچنان كه از كتابش فرق الشيعة برمىآيد او در آنچه راجع به فرقه‌هاى شيعه نگاشته ، حقيقت‌يابى و تحقيق واقعى نكرده و على رغم اينكه نوبختيها خود مدعى تشيع اهل بيت هستند ولى آنها از عناصر فارسى طرفدار حكام بوده‌اند و نوبختى مؤلف اين كتاب ( فرق الشيعة ) خودش از جمله مقربان دستگاهشان بوده و اين حكام خود اموال بسيارى را صرف مىكردند و جوانهاى زيادى را