آتش رهاييم ده . حضرت به فرزندش ابو الحسن رضا اشاره كرد و فرمود : پس از من اين ، جانشين من بر شما خواهد بود .
همچنين به نقل از محمد بن عمير بن اسحاق بن عمار روايت كرده كه گفته است :
به ابو الحسن اول ( امام موسى ( ع ) ) گفتم : آيا مرا به كسى راهنمايى نمىكنى كه در دينم به او مراجعه كنم ؟ فرمود : اين فرزندم على است و پدرم دستم را گرفت و مرا به قبر رسول خدا ( ص ) برد و فرمود : فرزندم خداوند عز و جل مىفرمايد :
إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً
و خداوند اگر سخنى گفت به آن عمل مىكند .
و در روايت ديگرى كه كلينى آن را به نقل از داود رقى نقل كرده مىگويد كه گفته است : به امام موسى بن جعفر ( ع ) عرض كردم : سن من بالا رفت و استخوانهايم فرسوده شده و من هنگامى كه از پدرت پرسيدم مرا به تو راهنمايى كرد حال بگو كه پس از تو چه كسى جانشين است ؟ فرمود : فرزندم ، ابو الحسن الرضا .
همچنين به نقل از نصر بن قابوس آورده كه گفت : به امام موسى بن جعفر ( ع ) گفتم من از پدرت پرسيدم كه چه كسى پس از تو ( امام ) است ترا معرفى كرد و هنگامى كه حضرت فوت كرد مردم هر كدام به سمتى رفتند و تنها من و يارانم ، به امامت تو قائل شديم حال خبرم ده كه كدام يك از فرزندانت بعد از تو جانشين است ؟ فرمود : فرزندم فلانى .
و در روايت داود بن سليمان آمده كه گفت : به امام موسى ( ع ) عرض كردم : من از آن بيم دارم كه حادثهاى برايت پيش آيد و ديگر ترا نبينم به من بگو امام پس از تو كيست ؟ فرمود : اين فرزندم و به ابو الحسن الرضا ( ع ) اشاره فرمود .
و از محمد بن سنان روايت كرده كه گفت : يك سال پيش از آنكه امام موسى ( ع ) به عراق رود بر او وارد شدم فرزندش على نيز حضور داشت : آن حضرت نگاهى به من انداخت و فرمود : اى محمد در اين سال اتفاقى خواهد افتاد و تو نبايد بىتابى كنى ، عرض كردم : فدايت شوم مرا نگران ساختى . چه اتفاقى خواهد افتاد ؟ فرمود : به سوى ستمگران رهسپارم . ولى از اين يك ، بدى به من نمىرسد بلكه كسى كه بعد از او مىآيد بر من ستم روا مىدارد ؟ مىگويد گفتم چگونه خواهد بود فدايت شوم ؟ فرمود : خداوند ستمگران را گمراه مىكند و هر چه مىخواهد مىكند . آنگاه فرمود : هر كس بر اين فرزندم ستم روا داشت ( و به فرزندش على بن موسى الرضا اشاره كرد ) مانند كسى است كه بر على بن ابى طالب ، ستم روا داشته و حقش را پايمال گردانده و امامتش را پس از