تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 367

مساهمون:

ص٣٦٧
مىكرد روايت مىكند كه او گفته است : من در سفر امام رضا به خراسان ، همراهشان بودم روزى به سر سفره فرا خوانده شد و او نيز تمامى بردگان خود از سودانيها و ديگران را به همراهى خود فرا خواند و با ايشان بر سر آن نشست . گفتم : فدايت گردم بهتر نبود براى اينان ، سفرهء جداگانه‌اى مىانداختيم ؟ فرمود : پروردگار متعال يكى ، پدر و مادر هم يكى و پاداش همه به اعمال آنهاست . و ابراهيم بن عباس صولى آنچنان كه در عيون الاخبار آمده مىگويد : از امام على بن - موسى الرضا ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : به آزادى سوگند مىخورم و وقتى به آزادى سوگند مىخورم حتما بايد برده‌اى را آزاد كنم و پس از آن تمامى دارايىام را آزاد كنم اگر كسى گمان برد كه من از اين يك - اشاره به بردهء سياهى از غلامانش كرد - برتر هستم چون با پيامبر خدا ( ص ) خويشى دارم در اشتباه است جز اينكه كار نيكى انجام داده باشم كه تنها با همين معيار ، مىتوانم خود را برتر بدانم . و احاديثى از ايشان و از پدران و فرزندانشان به اين مضمون به تواتر ، نقل شده است . در روايات به تصريح آمده كه امام موسى بن جعفر ( ع ) فرزندش امام رضا را وصى خود قرار داد و ولايت بعد از خود را به او واگذارد و براى ديگر فرزندانش ، چيزى از آن ، بجاى نگذاشت و در اين باره نوشته‌اى بجاى گذاشت و آن را مهر كرد و پس از آنكه گروهى از اهل بيت و يارانش بر آن گواهى دادند لعنت كرد كسى را كه آن را زير پا گذارد . ولى با اين حال برادرانش در وصيت پدر به او ( امام رضا ( ع ) ) و با وى به مخالفت برخاستند و گمان بردند كه در آن نوشته ، اموالى را به او اختصاص داده كه از آنها دريغ كرده است . در كافى به اسناد به يزيد بن سليط آمده كه گفته است : ابو عمران طلحى ، قاضى مدينه بود . وقتى امام موسى بدرود زندگى گفت برادران امام رضا او را به نزد قاضى آورده و عباس بن موسى به قاضى گفت : خدايت خير دهد در اين نوشته ، گنجى است كه او مىخواهد تنها به خود اختصاصش دهد و پدر ما چيزى براى ما نگذارده و ما را دست - خالى گذارده است و اگر اين نبود كه من خود را كنترل مىكنم ، در برابر مردم ، همه چيز فاش مىكردم . و در اين حال ابراهيم بن محمد كه يكى از گواهان وصيت بود ، نزديكش آمد و به او گفت : به خدا سوگند اگر چيزى بگويى كه براى ما پذيرفتنى نباشد و مبادرت نكنيم و خود را نزد ما خوار و مورد سرزنش كنى كوچك و بزرگ ، ترا دروغگو مىدانيم و
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 367 | هاشم معروف الحسني / محمد مقدس