تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
من پاسخ آنها را مىدادم . و در جلد چهارم از مناقب آل ابى طالب آمده كه محمد بن عيسى يقطينى مىگويد : وقتى مردم دربارهء امام رضا ( ع ) اختلاف پيدا كردند من از مسائلى كه از او پرسيده شده و پاسخ داده بود هيجده هزار مسأله گرد آوردم و مىافزايد : و گروهى از مصنفين از جمله ابو بكر الخطيب در تاريخ خود و ثعلبى در تفسيرش و سمعانى در رساله‌اش و ابن المعتز در كتاب خود و ديگران ، دهها احاديث در موضوعهاى گوناگون از ايشان نقل كرده‌اند . و در عيون الاخبار آمده كه پس از گفتگويى كه امام رضا ( ع ) با مأمون داشت على بن الجهم گفت : مأمون براى نماز برخاست و دست محمد بن جعفر را كه به هنگام گفتگو حاضر بود گرفت و به او گفت : برادرزاده‌ات ( امام رضا ( ع ) ) را چگونه ديدى ؟ گفت : او را عالم ديدم و هرگز نديده‌ام كه با اهل علم رفت و آمد كرده باشد . مأمون به او گفت : اين برادرزادهء تو از خاندان پيامبرى است كه پيامبر ( ص ) دربارهء ايشان فرمود : نيكان خاندان من و اصيلترين آنان در كودكى از همه مردم بردبارتر و در بزرگى از همه داناترند به آنها چيزى نياموزيد كه آنها از شما داناترند و از باب هدايت شما را بيرون نخواهند برد و به گمراهى ، واردتان نمىكنند . امام رضا ( ع ) علاوه بر اين ، از اخلاق بسيار والايى برخوردار بود كه به او كمك كرد عشق و دوستى ( عامه و خاصه ) را به خود جذب كند ، او اين اخلاق را از روح رسالتى كه خود از وارثين آن و امناى بر آن بود ، فرا گرفته بود . در اين رابطه در عيون اخبار الرضا ( ع ) به نقل از ابراهيم بن عباس صولى آمده كه او گفته است : من هرگز نديدم كه امام رضا كسى را با سخن رنجانده باشد و هرگز نديدم كه او سخن كسى را قطع كرده باشد و هرگز به كسانى كه نزديكش نشسته بودند تكيه نكرد و هرگز هيچ يك از كنيزان و خدمتكارانش را مورد دشنام قرار نداد و هرگز نديدم كه آب دهان اندازد و در خندهء خود قهقهه نزد بلكه خنده‌اش ، تبسم بود و هرگاه به سفره مىنشست نوكران و حتى دربان و مهتر خود را با خود به سفره مىنشاند و هر كس مدعى شود كه در فضل كسى چون او را ديده است از او باور مكنيد . و يك شب ، ميهمانى بر او وارد شد و با هم به صحبت نشستند در اين هنگام چراغ ، اشكالى پيدا كرد ميهمان دستش را دراز كرد تا آن را اصلاح كند ، امام از اين كار بازش داشت و خود چراغ را اصلاح كرد و فرمود : ما گروهى هستيم كه ميهمانان خود را به كار نمىگيريم .