و مردى به ايشان گفت : به خدا سوگند كه بر روى زمين بزرگوارتر و شريفتر از پدرانت يافت نمىشود . فرمود : تقوا آنان را شرافت بخشيده . و ديگرى به ايشان گفت :
به خدا سوگند كه تو بهترين مردمى . به او فرمود : اى مرد سوگند مخور آن كس كه بيشتر خداى را اطاعت كند و پرهيزكارتر باشد از من بهتر است و به خدا سوگند كه من اين آيه را هرگز از خاطر نمىبرم كه خداوند مىفرمايد :
وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
و ابو الصلت به ايشان گفت : اى فرزند رسول خدا ، مردم دربارهء شما چه مىگويند ؟
فرمود : دربارهء چه ؟ گفتم : مىگويند كه شما مدعى هستيد مردم بردگان شما هستند .
امام ( ع ) فرمود : پروردگارى كه آسمانها و زمين را شكافتى و عالم غيب و شهادتى تو گواهى مىدهى كه من هرگز چنين حرفى نزدم و هرگز هم نشنيدهام كه پدرانم اين را گفته باشند و تو مىدانى كه چه ستمها از اين امت بر ما رسيده كه اين ( افترا ) نيز يكى از آنهاست آنگاه به من نزديك شد و فرمود : اى عبد السلام اگر آنچنان كه مىگويند همه مردم بردگان ما هستند پس به چه كسى بايد ايشان را بفروشيم ؟
آنگاه فرمود : اى عبد السلام آيا تو نيز همچون ديگران منكر آن هستى كه خداوند عز و جل ولايت ما را واجب گردانده است ؟ گفتم : معاذا باللّه من به ولايت شما ، اعتراف دارم .
آن حضرت ، چنين اتهامى را كه دشمنان مىخواستند از طريق آن به ايشان توهين روا دارند ، رد مىكند و آن را در شمار ستمهايى كه امت در حقشان روا داشته ، قلمداد مىكند زيرا چنين نسبتى به آنها ، به معناى مخالفتشان با سنن اسلامى و آيات قرآنى است كه هيچ كس را بر ديگرى جز به تقوا ، برتر نمىداند :
يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَ أُنْثى وَ جَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ
؛ و امام تأكيد مىكند كه خداوند تنها و تنها حق ولايت بر مردم و برخوردارى از طاعت آنان را ، بر ايشان مقرر داشته كه آن هم به مصلحت مردم و رهنمونى آنها در راه درست و راستى است كه كرامت دنيا و آخرتشان را تضمين مىكند و به نظر امام كه خود با گفتار و كردار ، اسلام را تجسم مىبخشد و از آن جدا نيست همهء مردم بندگان خدا هستند كه پدرى واحد و مادرى واحد و خدايى واحد ، آنان را گرد هم مىآورد .
عبد اللّه بن صلت به نقل از مردى كه امام رضا ( ع ) را در راه خود به خراسان همراهى