بد يكسان صدق مىكند و هر كس به تو خوبى كرد بايد كه جبرانش كنى و جبران آن چنين نيست كه مانند او كنى تا تو بر او برترى داشته باشى كه اگر مانند آنچه او كرده بكنى برترى با اوست كه در آغاز نيكى كرده است .
اى هشام ! درست نيست كه كسى هر روز به كارهاى خود رسيدگى نكند و اگر كار نيكى انجام داد خود را تشويق كند و اگر كار زشتى از او سر زده بود از خداوند مغفرت بخواهد و به درگاهش توبه كند . و مبادا كه با مردم درآميزى و با ايشان انس گيرى مگر آنكه از ميان آنان عاقل و امين بيابى با چنين كسانى مؤانست كن و از ديگران بگريز همچنانكه از شيران درنده مىگريزى . و بر تست كه نسبت به آنچه در دست مردم است ، نااميد باشى و چشم طمع از خلق خدا ، بكنى كه طمع ، كليد خوارى و زبونى و سبك مغزى و ناجوانمردى و بىناموسى است و با نفس خود مجاهده كن تا از هواهايش بازدارى كه اين كار همچون جهاد با دشمن ، بر تو واجب است و هر كس را خداوند سه چيز بخشيد در حقش لطف كرده است : عقلى كه جبران هواهايش كند و دانشى كه جبران جهلش كند و غنايى كه از بيم فقر ، او را برهاند .
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 335
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٣٥