راه عمل به آن فرمان را پيش پايشان گذارد و در آنجا كه نهىشان كرد خود راه ترك آن را در برابرشان قرار داد : آفريدگانش در آنچه كه عمل مىكنند يا ترك مىكنند با اجازهء او عمل مىنمايند و خداوند هرگز كسى را وادار به معصيتش نكرده بلكه با مصيبت آنها را مورد آزمون قرار داده همچنانكه خود مىفرمايد :
لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا *
.
و از جمله سفارشهايى كه به يكى از فرزندانش مىكرد - آنچنان كه در تحف العقول آمده مىفرمايد : فرزندم مبادا كه خداوند ترا در حال انجام معصيتى ببيند كه ترا از آن بازداشته بود و مبادا كه او ( خدا ) در طاعت كه فرمانت داده ترا عامل به آن نبيند و هرگز خود را در عبادت خدا و طاعت او ، چنان مبين كه كوتاهى نكردهاى كه هرگز كسى آنگونه كه بايد حق عبادتش را بجاى نياورده و از شوخى بپرهيز كه شوخى نور ايمانت را زايل مىكند و از جوانمرديت مىكاهد . و از كاهلى و بىتابى برحذر باش كه اين دو كار بهرهات را از دنيا و آخرت ، بر باد مىدهند .
و در سفارشى كه به هشام بن الحكم كرده آمده است : اى هشام هرگاه در دستت گردويى باشد و مردم بگويند گوهرى در دست دارى ترا كه مىدانى گردوست ، بهرهاى ندارد و اگر در دستت گوهرى باشد و مردم بگويند گردويى است ترا كه مىدانى گوهرى است زيانى نمىرساند .
اى هشام ، هر بندهاى را فرشتهاى بر پيشانىاش قرار دادهاند كه هرگاه تواضع و فروتنى كند خداوند او را عظمت مىبخشد و هرگاه تكبر كند خداوند به زمينش مىافكند . اگر آنچه كه ترا كفايت مىكند ، بسنده نباشد هيچ چيز در دنيا ترا بسنده نيست . عاقل با كسى كه بيم تكذيبش را دارد سخن نمىگويد و از كسى كه بيم پاسخ منفىاش دارد ، خواهشى نمىكند و وعدهء آنچه كه توانش را ندارد ، نمىدهد و به كسى كه مىداند نااميدش مىكند اميد نمىبندد و در هر آنچه كه بيم ناتوانى در برابر آن را دارد ، پيش قدم نمىشود . خشم كليد هر شر است و آن مؤمنى ايمان كاملتر دارد كه اخلاقش از همه بهتر باشد و اگر با مردم درآميختى اگر بتوانى تنها با آن كسانى كه مىدانى بر او برتر هستى ، بياميز .
اى هشام ! بر تو باد كه مدارا داشته باشى كه مدارا نيكو و بدرفتارى زشت است و مدارا و نيكى و اخلاق خوش ، آبادانى بدنبال دارد و روزى مىافزايد و سخن خداوند كه مىفرمايد :
هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ
در مورد مؤمن و كافر و خوب و