كه بر خلاف آنچه كه در راه ديده بودم او داراى اطرافيان و اموال و كنيزان و نوكرانى است مردم به گردش جمع آمده بودند و به او تبرك مىجستند به يكى از آنها گفتم : اين شخص كيست ؟ گفت : او موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين بن على بن ابى طالب عليهم السلام است .
حديث ياد شده از جهت توصيفى كه از عبادت امام و غرقه گشتن آن حضرت در انديشه خداوند متعال ( به هنگام نماز ) با تمامى توصيفهايى كه واصفينش از محدثين و ديگران نقل كردهاند ، همخوانى دارد و بنابراين ضعف سندى اين روايت و تمايلات صوفيانه راوى آن بلخى ، چيزى از ارزش آن نمىكاهد و اينكه چنان كراماتى در آن آورده شده نيز لطمهاى به آن نمىزند زيرا روايات شيعه و سنى كراماتى از اين مهمتر و عظيمتر را به او و بر ديگر امامان نسبت مىدهند و در مورد كسى كه خداى را لبيك گويد و اطاعتش كند اين كرامات بعيد نيست و مىتواند خداوند خواستهايش را برآورده سازد و دعايش را مستجاب كند گواينكه پذيرفتن و ايمان داشتن به چنين كراماتى از جمله ضرورتهاى تشيع اهل بيت بشمار نمىرود . و همچنانكه واصفان آن حضرت اتفاق نظر دارند كه ايشان عابدترين مردم زمانهء خود بود بر اين نيز اتفاق نظر دارند كه ايشان سخاوت بسيارى داشت و به دور و نزديك مىبخشيد و دادههايش هيچگاه از سيصد دينار كمتر نبود و معروف بود كه مىگفتند : شگفت از كسى كه از بخشش موسى بن جعفر برخوردار مىشد و بازهم از فقر ، شكايت مىكرد .
و در تاريخ بغداد نوشتهء الخطيب آمده كه آن حضرت بسيار سخاوتمند و بزرگوار بود و سيصد دينار و چهارصد دينار در كيسه مىكرد و شبانه بيرون مىبرد تا به ميان نيازمندان پخش كند و كيسههاى پولش ، زبانزد مردم شده بود .
بغدادى نيز در تاريخ خود به نقل از محمد بن عبد اللّه بكرى روايت كرده كه گفته است : به مدينه شدم تا طلبى را كه داشتم ، بگيرم ولى موفق بدين كار نشدم پيش خود گفتم نزد امام موسى بن جعفر روم و شكايت به او برم . به مزرعه آن حضرت رفته ايشان را ديدم . پيش از هر چيز ، نيازم را پرسيد من نيز داستان خود را بازگفتم .
حضرت وارد خانهاش شد و به شتاب بيرون آمد و به غلامش فرمود : برو . وقتى غلام دستش را دراز كرد و كيسهاى پول كه در آن سيصد دينار بود به من داد ، من نيز سوار بر مركب خود شده از آنجا دور شدم .
همچنانكه خطيب بغدادى در تاريخ خود از عيسى بن محمد ابن مغيث قرظى نيز
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 323
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٣٢٣