جبران ساخته است . هشام بن حكم گفت : دليل و راهنماى ايشان كدام است ؟ گفت :
پيامبر خدا و پس از او كتاب و سنت . و هشام در پاسخش گفت : و آيا كتاب و سنت در اختلافى كه با هم داريم كمكمان كرده است و اختلاف ما را حل كرده و براى چه من و تو اينك با هم اختلاف نظر داريم و تو از شام آمدهاى تا با ما مناظره كنى و مدعى هستى كه رأى ، طريق دين است حال آنكه اعتراف مىكنى كه رأى ، اختلاف كنندگان را بر يك نظر ، گرد نمىآورد . ساكت شد . امام به او فرمود : چرا سخنى نمىگويى ؟ گفت : اگر بگويم اختلاف نداريم كه عناد ورزيدهام و اگر بگويم كتاب و سنت باعث حل اختلاف مىشوند كه خطا كردهام زيرا كتاب و سنت ، دربرگيرنده وجوه متعددى هستند ولى من هم مانند اين سؤال را از او دارم . امام به او فرمود : از او بپرس كه خواهى ديد پاسخت مىدهد . مرد شامى نيز همان سؤال را كه هشام كرده بود بر او تكرار كرد . او نيز پاسخ گفت و بدانجا رسيد كه در ابتداى كار ، پيامبر خود حجت بود و پس از وى خاندان او و اينك امام صادق حجت هستند . در اينجا مرد شامى دليل قانع كنندهاى در اين باره خواست . هشام پاسخ اين پرسش را به خود امام ( ع ) حوالت داد . امام صادق ( ع ) به او فرمود : من پاسخ ترا مىدهم و از سفر تو و مسيرى كه طى كردى و تاريخ خروجت از شام و آنچه را كه در راه بر تو آمد ، خبر مىدهم تو فلان روز بيرون شدى و از به همان راه آمدى و . . . امام ( ع ) تمامى ماجراهاى سفر وى را دقيقا شرح داد تو گويى همراهش بوده است . مرد شامى به امامت ايشان اذعان كرد و درحالىكه مذهب اهل بيت ( ع ) را پذيرفته بود خارج شد . راوى مدعى است كه امام در مورد شيوهء بحث يارانش ، نكاتى را به ايشان يادآور شد و به هشام فرمود : چون تويى بايد با مردم سخن گويد .
و در برخى روايات آمده كه امام صادق ( ع ) در يكى از نشستهايى كه با ابو حنيفه داشت به او گفت : اى ابو حنيفه مردم عراق را به چه فتوا مىدهى ؟ گفت : به كتاب خدا .
فرمود : و تو از كتاب خدا ناسخ و منسوخ آن و محكم و متشابهش خبر دارى ؟ گفت :
آرى . فرمود : دربارهء اين آيه :
وَ قَدَّرْنا فِيهَا السَّيْرَ سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ
منظور كجاست ؟ گفت : ميان مكه و مدينه است . امام صادق رو به حاضران كرده فرمودند : شما را به خدا آيا شما ميان مكه و مدينه كه حركت بكنيد بر جان و مال خود تأمين داريد ؟
گفتند : خير . فرمود : اى ابو حنيفه ! خداوند جز حق ، سخنى نمىگويد . حال در مورد اين آيه برايم بگو : و من دخله كان آمنا . منظور وارد شدن به كجاست ؟ گفت : خانهء خدا .
امام جعفر صادق رو به حاضران كرده فرمود : شما را به خدا مگر نمىدانيد كه عبد اللّه بن -