تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
امام صادق ( ع ) شيوه‌اى را كه در گزينش محمد بن عبد اللّه بن حسن به عنوان خليفه به كار بردند ، مورد انتقاد قرار ندهد لذا به جمع آنها رو كرد و فرمود : با شما به همان شيوه‌اى كه عمرو بن عبيد سخن گفت ، سخنتان مىگويم . گفتند : آرى اى فرزند رسول خدا . آنگاه پس از حمد و ستايش خدا و فرستادن درود بر پيامبر ( ص ) ، فرمود : ما هنگامى كه خدا معصيت شود بخشم مىآئيم و وقتى اطاعت شود خشنود مىگرديم . بگو ببينم عمرو ، اگر امت كار خود را به تو واگذارد و تو بىهيچ جنگى ، قدرت را بدست آورى و به تو بگويند هر كس از مسلمانان را كه مىخواهى ، خليفه بگردان در آن صورت چه كسى را ولايت مىدهى ؟ گفت : آن را به شورايى ميان مسلمانان وامىگذارم . فرمود : ميان همهء مسلمانها ؟ گفت : آرى ميان فقها و برگزيدگانشان از قريش و غير قريش و عرب و غير - عرب . امام ( ع ) به او فرمود : آيا ابو بكر و عمر را دوست مىدارى و قبول دارى يا از آنها بيزارى ؟ گفت : قبولشان دارم . امام در پاسخش فرمود : اگر از آنها بيزار بودى و قبولشان نداشتى جايز بود كه بر خلاف آنها عمل كنى ولى اگر آنها را قبول داشته باشى با چنين روشى ، مخالف آنها عمل مىكنى زيرا عمر بن الخطاب با ابو بكر بيعت كرد و با كسى مشورت نكرد پس از آن نيز ابو بكر تلافى كرد و با كسى مشورت ننمود ، سپس عمر بن - الخطاب خلافت را ميان تنها شش نفر قرار داد و انصار و ديگران از قريش را نيز در جمعشان قرار نداد و به چيزى سفارش كرد كه گمان نمىكنم تو و يارانت با آن موافق باشيد ، گفت : چه‌كار كرد ؟ فرمود : به « صهيب » دستور داد مدت سه روز بر مردم نماز بگزارد و آن شش نفر ميان خود به مشورت بنشينند و جز فرزند عمر كسى در ميانشان نبود و به او هم نقشى واگذار نشده بود و به اطرافيان خود از مهاجرين و انصار سفارش كرد كه اگر سه روز گذشت و به نتيجه نرسيدند و با كسى بيعت نكردند همهء آن شش نفر را سر ببرند و اگر پيش از پايان يافتن سه روز چهار تن نظرى دادند و دو تن از آنها مخالف بودند آن دو تن كشته شوند آيا شما هم وقتى به صورت شورا درمىآوريد به چنين روشى ، رضايت مىدهيد ؟ گفتند : خير . و آنگونه كه در روايت طبرسى در احتجاج آمده پس از آنكه امام يك سرى پرسشهايى را كه هر كس كه خواسته باشد زمام امور مسلمانان را به عهده گيرد بايد بر آنها واقف باشد مطرح ساخت ، با اين سخن گفتگوى خويش را با آنها به پايان رساند : پدرم كه از همهء ساكنين روى زمين برتر بود و از همه به كتاب خدا و سنت رسولش داناتر بود حديثم كرده كه رسول خدا ( ص ) فرمود : هر كس شمشير بركشد و مردم را