چيزى از او نپرسيد ، چيزى از تو نمىپرسيدم . ابو حنيفه گفت : از امروز به بعد ديگر به « رأى » و « قياس » سخنى نمىگويم . امام ( ع ) فرمود : هرگز چنين نيست رياستطلبى ترا رها نخواهد كرد همچنانكه پيش از ترا نيز رها نكرد .
و در روايت عبد المؤمن انصارى آمده كه مىگويد : به امام جعفر صادق ( ع ) گفتيم :
گروهى روايت كردهاند كه پيامبر خدا ( ص ) فرموده است : اختلاف امت من رحمت است . فرمود : درست گفتهاند . گفتم : اگر اختلافشان رحمت است ناگزير بايد اتفاقشان ، عذاب باشد . فرمود : اين گونه كه فكر مىكنى و فكر كردهاند ، نيست رسول خدا ( ص ) اين آيه را در نظر داشته : فلو لا نفر من كل فرقة منهم طائفة ليتفقهوا فى الدين و لينذروا قومهم اذا رجعوا اليهم لعلهم يحذرون ، دستورشان داده كه به سوى پيامبر خدا روى آورند و نزد وى رفت و آمد كنند و بياموزند آنگاه نزد قوم خود بازگردند و آنان را آموزش دهند رسول خدا آمد و شد آنها در شهرها را ( كه در عربى فعل اختلاف براى آن به كار مىرود ) منظور نظر داشته و نه اختلافشان در دين را .
در زمان ايشان ، ميان معتزله از يك سو و ديگرانى كه طرف امويها بودند يا از ايشان مىترسيدند از سوى ديگر ، اختلاف نظر وسيعى دربارهء خلافت ، جريان يافت و هنگامى كه وليد بن يزيد كشته شد و در مورد جانشين او در شام اختلاف نظر پيش آمد معتزلة به حركت درآمدند و جانب محمد بن عبد اللّه بن حسن را گرفتند گروهى از ايشان از جمله عمرو بن عبيد و و اصل بن عطاء و حفص بن سالم گرد هم آمدند و قصد ديدار امام صادق ( ع ) كردند تا ديدگاه خود را در اين مورد براى ايشان تشريح كنند از سوى آنها عمرو بن عبيد به سخن درآمد و گفت : مردم شام خليفهء خود را كشتند و خدا آنها را به جان هم انداخته و دچار جنددستگى شدهاند ما هم كسى جز محمد بن عبد اللّه بن الحسن معروف به ( نفس الزكية ) را نيافتيم و مىخواهيم به گرد او جمع شويم و با وى بيعت كنيم و سپس موضع خود را آشكار كنيم و مردم را به وى فرا خوانيم هر كس با او بيعت كرد همراهش شويم و هر كس كنار گرفت كارى به كارش نداشته باشيم و هر كس بر سر راه ما ايستاد با او بجنگيم تا بالاخره او را به حق و صاحبان حق بازگردانيم و مايليم كه در اين رابطه موضوع با تو در ميان بگذاريم چرا كه بنابه فضلى كه دارى و بسيارى شيعيانت ، خود را ناگزير به اين كار مىبينيم .
و على رغم اينكه كانديداى معتزله از ميان اهل بيت بوده و در دين و علمش از همهء اموييهايى كه قدم پيش گذارده بودند برتر بود اين امر مانع از آن نگرديد كه
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 291
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٩١