حتى يك سخن اهانتآميز به ايشان نگفت .
همچنانكه راويان روايت مىكنند كه او حضرت را فرا خواند و از اينكه قطع رابطهاش كرده شكوه آغاز كرد چون پيش از آن به مدينه رفته بود دل امام صادق در ميان بزرگان و چهرههاى سرشناسى كه به ديدارش آمده بودند ، حضور نداشت لذا به ايشان گفت : براى چه آنچنان كه مردم با ما رفت و آمد دارند تو با ما رفت و آمد ندارى ؟
امام ( ع ) در پاسخش فرمود : ما در دنيا چيزى نداريم كه به خاطر آن از تو بترسيم و تو هم از آخرت چيزى ندارى كه اميد حصولش را از تو داشته باشيم و در آنچنان نعمتى نيستى كه تبريكت بگوييم و چنان غمى ندارى كه با تو همدردى كنيم . منصور به ايشان گفت : مصاحبتمان كنى تا پندمان دهى و امام پاسخش داد : آن كه دنيا را مىخواهد پندت نمىدهد و آن كس كه آخرت را مىخواهد همنشينت نمىشود . و چه بسيار از اين برخوردهايى كه طى آنها حكام و ستمگران را مورد انتقاد قرار مىدهد و با زشتترين لحن توصيفشان مىكند و از خشم الهى و عقاب او و نيز ادامهء ظلم و طغيان برحذرشان مىدارد .
همچنانكه برخوردهايى كه با كارگزاران منصور داشت نيز در هرجا كه لازم بود جنبهء قاطعيت و سرسختى داشت . در اين زمينه در برخى روايات آمده كه يكى از كارگزاران منصور در مدينه در حضور امام به ايراد خطبههاى نماز جمعه پرداخت و امير المؤمنين على ( ع ) را مورد اهانت قرار داد . پس از پايان گرفتن خطبهها ، امام برخاست و پس از ستايش خدا و فرستادن درود بر محمد ( ص ) ، فرمود : بدان كه هر سخن نيكى گفتى ما سزاوار آنيم و هر سخن بدى كه به زبان آوردى تو و آن اربابت از هر كس بدان سزاوارتريد ، آنگاه رو به مردم كرده فرمود : آيا مىخواهيد زيانكارترين مردم و كسى را كه از همه در روز قيامت ترازويش سبكتر است به شما معرفى كنم بدانيد كه او كسى است كه آخرتش را به دنياى ديگر فروخته و اين همين فاسق است .
كارگزار ساكت شد و با خفت و شكست خورده از مسجد بيرون شد .
هنگامى كه داود بن على كارگزار مدينه بود آزار و اذيت علويها را به حد اعلا رساند و هواداران ايشان را مورد پيگرد قرار داد و از معلى بن خنيس خواست تا گزارش آنها را دهد ، معلى زير بار نرفت تهديد به قتلش كرد ولى او همچنان خوددارى مىكرد و تن به اين كار نمىداد . داود بن على ، به سيرافى رئيس ( شهربانى ) خود دستور قتلش را صادر كرد . وقتى خبر سرنوشت معلى به سمع امام صادق ( ع ) رسيد ، تأسف بسيار خورد و
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٨١