مىآموخت . مغيرة بر پدرم دروغ بست و خداوند ايمان را از او سلب كرد . گروهى بر من دروغ بستند و خداوند آتش دوزخشان چشاند و به خدا سوگند كه ما همه بندگانيم كه خداوند ما را آفريد و برگزيد و از پيش خود ، توان كارى نداريم اگر بر ما رحم كند از رحمت اوست و اگر عذابمان دهد بر اثر گناهان ماست به خدا سوگند حجتى بر خدا نداريم و اختيارى از سوى او به ما تفويض نشده ما هم مىميريم و به خاك سپرده مىشويم و به روز رستاخيز دوباره زنده مىشويم و در پيشگاهش مىايستيم و بازخواست مىگرديم .
آنها را چه مىشود خداوند لعنتشان كند كه خدا را اذيت كردند و پيامبر را در قبرش آزردند و امير المؤمنين و فاطمه و حسن و حسين را آزار رساندند و اينك منم كه در ميان شما در بيم و هراس به خوابگاه خود مىروم و در ادامه فرمود : من كسى هستم كه رسول خدا مرا زاد و اختيارى از سوى خدا ندارم اگر اطاعتش كنم بر من رحمت مىآورد و اگر معصيتش كنم به شديدترين وجه ، عذابم مىكند .
مغيرة آنچنان كه مؤلفين در فرقهها و مذاهب اسلامى نوشتهاند مدعى بود كه مردهها را زنده مىكرد و در روايت ابو بكر بن عياش آمده كه وقتى خالد بن عبد اللّه قسرى او و پيروانش را دستگير كرد و يكى از آنها را به قتل رساند به مغيره گفت : اگر واقعا در ادعاى خود صادقى ، او را زنده كن گفت : من مردهها را زنده نمىكنم . آنگاه او را كشت و جسدش را در آتش سوزاند .
و در « رجال » كشى آمده كه ابا منصور عجلى از گمراهان و سردمداران الحاد و زندقه بود او ساكن كوفه شده بود و در آنجا ضمن تظاهر به ولايت اهل بيت ( ع ) به تبليغ مرام و دعوت خود مىپرداخت ولايت اهل بيت را وسيلهاى براى موفقيت خود در تبليغ ، ساخته بود و هنگامى كه خبر وى به سمع امام باقر ( ع ) رسيد از وى بيزارى جستند و لعنتش كردند و يارانش را به كوفه فرستاد تا مردم آنجا را از وى و تمامى آنهايى كه از قماش اويند ، برحذر دارد . ابو منصور تا زمان امام جعفر صادق ( ع ) به تلاشهاى خود در جهت كفر و الحاد ، ادامه داد ، امام صادق ( ع ) نيز در برابر انبوهى از مردم كوفه از وى بيزارى جست و لعنتش كرد و او را پيامبر ابليس ناميد و دستورشان داد از وى فاصله گيرند و بالاخره نيز يوسف بن عمر او را كشت و به دارش آويخت تا عبرتى براى ديگران باشد و با كشته شدن او نقش آن دسته از گمراهان و سردمداران كفر و تفرقه ، بسر رسيد و امام صادق ( ع ) با تلاشهايى كه در جهت خنثىسازى فعاليت آنها و به شكست كشاندن شيوههايى كه به كار مىبردند توانست انديشههاى آنان را در
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 269
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٦٩