وجود خدا نيست و جهان را معطل از آفريننده مىداند ] بود و از اين جهت كوفه را برگزيد كه در آنجا شيعيان بسيارى زندگى مىكردند ولى امام صادق ( ع ) در برابر او نيز قاطعانه ايستادگى كرد .
و در روايت مرازم بن حكيم ازدى مدائنى آمده است كه امام صادق ( ع ) به او فرمود : اى مرازم ! يهوديان قائل به وحدت خداى هستند ، مسيحيان قائل به وحدت خدا هستند و بشار سخن بسيار گرانى گفته و چنانچه به كوفه رفتى نزد او رو و به او بگو جعفر بن محمد به تو مىگويد : اى فاسق ، اى كافر ، اى مشرك من از تو بيزارم . مرازم مىگويد : وقتى به كوفه رسيدم و بارم را به زمين گذاردم به خانهء او رفتم و كنيزك را فرا خواندم و به او گفتم به ابو اسماعيل ( بشار ) بگو كه مرازم آمده است ، او نيز آمد و من پيغام امام را به او رساندم . گفت : آيا مولايم مرا ياد كرد ؟ گفتم : آرى تنها به همانچه كه برايت گفتم . گفت : خداوند جزاى خيرت دهد و به خاطر اين پيغام ، دعايم مىكرد و تشكر مىنمود .
و اسحاق بن عمار مىگويد : امام جعفر صادق ( ع ) به بشار شعيرى فرمود : از پيش من برو كه خداى لعنتت كند و به خدا سوگند من و تو هرگز زير يك سقف قرار نخواهيم گرفت . وقتى بيرون رفت ، امام فرمود : واى بر او ، بدانيد كه او آنچه را يهوديان مىگويند ، گفته آگاه باشيد كه او آنچه را مسيحيان مىگويند ، مىگويد و بدانيد كه آنچه را كه زرتشتيها و پيروان نوح پيامبر ( ع ) مىگويند ، مىگويد و به خدا سوگند هيچ كس از مردم همچون اين نابكار ، خدا را خوار نكرده او شيطان و شيطان زاده است از دريا آمده تا ياران مرا به اغوا كشاند پس ، از وى برحذر باشيد و حاضرين به غايبين اطلاع دهند كه من بندهء خدا و فرزند بندهء خدا ، از استخوان پشت و رحم ، فراهم آورده شدهام و مىميرم و دوباره زنده مىشوم و آنگاه مورد سؤال قرار مىگيرم به خدا سوگند دربارهء آنچه اين دروغگوى شياد دربارهام گفته و مدعى شده ، سؤال مىشوم او را چه مىشود خداوند همواره غم نصيبش گرداند كه مرا ترسانده و پس از مرگم و در آرامش قبرم ، نگران ساخته است .
امام صادق ( ع ) در برابر السرى و حمزة زيدى و حائد النهدى و مغيرة بن سعيد نيز همين برخوردى را كه با خطابية و بزيع الحائك و بشار شعيرى كرد ، داشت و مسلمانان را از ايشان و توطئهها و معتقداتشان برحذر داشت و در مجالس عمومى و
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 267
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٦٧