پدر گراميش پيدا شده بود براى خود آماده يافت لذا با تمام توان ، به انجام رسالت خود همت گماشت علما و دانشجويان و آنهايى كه انديشههايى بيگانه با اسلام داشتند از هر سوى به سوى ايشان رهسپار شدند و به آن دانشگاهى كه پدر آن حضرت پيش از وى بنياد گذارده بود رسيدند خود امام صادق ( ع ) حاصل پربار و سخاوتمند همين دانشگاه بود اين دانشگاه در زمان آن حضرت به اوج فعاليتهاى خود در همهء رشتهها رسيد .
خلاصه اينكه امام صادق ( ع ) حدود پنجاه سال را در زمان امويها و حدود پانزده سال را در عهد عباسيها زندگى كرد دولت اموى را در اوج قدرت و ابهت و سلطهاى كه داشت و سپس در سير نزولى كه پيمود و در فروپاشى آن درك كرد در مورد دولت عباسى نيز شاهد نخستين روزهاى شكوفايىاش بود كه بر ويرانههاى امويها ، سنگ بناى خود را به زمين زدند و در مقابله با زشتيهاى آنان ، برخى ويژگيهاى مثبت از خود نشان دادند ولى همينكه جاى پايشان محكم شد زبان حال مردم اين شده بود كه :
- اى كاش ظلم و ستم بنى مروان ( بنى اميه ) همچنان باقى بود و عدل بنى عباس در آتش ، مىسوخت .
آن حضرت پس از فوت پدر ، خود را متعهد ديد كه از همانجايى كه پدر رسيده بود ، راه را ادامه دهد با فساد و ظلم و طغيان مبارزه كرد و از ياران با وفا و مصلحش خواست تا پيش از زبان ، با كردار خود الگوى والاى مكتب خود باشند زيرا مردم ، رهبران را طى كردارشان ، ارزيابى مىكنند و حال آنكه گفتهها و سخنانى كه از سوى وعاظ و دعوتگران به خير و صلاح مطرح مىشود همگى در كتابها نوشته شده يا بر در و ديوار نقش بسته است . آن حضرت تا تحقق آنچه كه در پى بىآن بود به يارانش مىفرمود :
شما را به تقواى خدا و اداى امانت در مورد كسانى كه شما را امين شمردهاند و نيز حسن دوستى و رفاقت با آنها كه دوستى برقرار كردهايد سفارش مىكنم و مىخواهم كه در عين سكوت ( با عمل خود ) مبلغ ما باشيد .
اين سخن شگفتى آنان را برانگيخت چگونه مىتوانند در عين سكوت خود ، دعوت به خير كنند پرسيدند : اى فرزند رسول خدا چگونه مىشود ساكت باشيم و در عين حال به خداى دعوت كنيم ؟ امام ( ع ) فرمود : آنچه را كه در طاعت خدا فرمانتان داديم عمل كنيد و با مردم به درستى و عدالت رفتار نماييد و امانتها را ، ادا كنيد و به معروف امر كنيد و از منكر نهى نماييد و مردم جز خير و نيكى ، چيزى از شما نبينند و هرگاه اين چيزها را از شما ديدند متوجه برترى آنچه كه ما داريم و مدعى هستيم مىشوند و بدان
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 245
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٤٥