به گروهى سربازان حبشه برخورد كردند آنها عبد اللّه بن محمد را كشتند و يارانش را به اسارت گرفتند و پس از آنكه دار و ندارشان را بردند و حتى لباسشان را از تن درآوردند آنها را در بيابان تنها گذاشتند . تشنگى و گرسنگى آنچنان بر آنها فشار آورد كه هر كس در دستان خود بول مىكرد و آن را مىنوشيد و بالاخره به طور اتفاقى ، به عبيد اللّه برخوردند آنچه كه بر سر او و زنان همراهش آمده بود دردناكتر از وضعى بود كه بر سر آنان آمده بود پاهايشان از پياده روى پاره پاره شده بود و آن قدر بول خود را خورده بودند كه دهانشان شكاف برداشته بود آنها به « المندب » رسيدند و در آنجا مدت يك ماه اقامت كردند . مردم به كمكشان شتافتند و برايشان لباس و نيازهاى اوليه ، تهيه كردند .
آنها به تعبير يعقوبى در تاريخ خود و ابن عبد ربه در العقد الفريد ، در لباس حمال ، قصد مكه كردند .
و در شذرات الذهب ابن عماد حنبلى آمده است : عامر بن صالح خراسانى يكى از فرماندهان در ارتش صالح بن على السفاح وقتى مروان جعدى آخرين پادشاه بنى اميه كشته شد وارد منزل مروان شد و بر تختش نشست و زنانش را فرا خواند و سر مروان را در اتاق دخترش گذارد و به او نزديك شد و به توبيخش پرداخت و او نيز در پاسخش گفت : اى عامر ، زمانه مروان را به زير كشيد و ترا به جاى وى نشاند تا جايى كه شام او را شام خود كردى و اينها در صورت انديشه كردن و خردمندى ترا پند و بيدارى و روشنگرى كامل است .
سليمان بن على نيز در بصره گروهى از بنى اميه را به قتل رساند و دستور داد آنها را از پايشان بكشانند و به صحرا برند سگها و درندگان آنها را خوردند بسيارى از ايشان پنهان شدند و تنها هنگامى خود را نشان دادند كه بنى عباس جاى پايشان محكم شده بود و طومار بنى اميه همچون طومار همهء ستمگران و نابكاران درهم نورديده گرديد و بر ويرانههاى آن آنچنان كه سنت تاريخ از آغاز پيدايى انسان بر روى زمين است ، دولتى همچون گذشته ، تأسيس يافت « پادشاهانى را هلاك مىسازد و پادشاهان ديگر را در پى آنها مىآورد و سنت الهى تحويلپذير نيست » .
منظور از طرح گذراى اين جنبه از سير و سلوك امويها اين بود كه نشان دهيم امام صادق ( ع ) ، تمامى اين جريانها را گذرانده بود و به دور از آنها و بر كنار از حكام و سياستمداران قرار داشت و به دنبال فرصتهاى بعدى براى انجام رسالتش بود تا اينكه دولتى اموى را سخت درگير مشكلات خود ديد و فضايى را كه سرآغاز آن در دوران
سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي ) — صفحة 244
مساهمون: هاشم معروف الحسني
ص٢٤٤